در این بخش می توانید مجموعه مقالات وبسایت فراانگیزش را که پیرامون موضوعاتی همچون انگیزه، اعتماد به نفس، موفقیت، شادی  و موضوعات انگیزشی نوشته شده اند مطالعه فرمایید.

شما می توانید با ورود به بخش مقالات از طریق منوی موجود در بالای صفحه ی اصلی یا سایر صفحات به این بخش دسترسی داشته باشید.

همچنین می توانید با نوشتن عبارت مورد نظر خود در بخش جستجوی سایت که با علامت ذره بین مشخص شده است، موضوعات مورد نظر خود را یافته و مطالعه فرمایید.

بسیار شاد و خرسند خواهیم بود اگر شما دوستان نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را پیرامون محتوای وبسایت با ما در میان بگذارید.

برای ارسال نظر می توانید از بخش نظرات موجود در پایان مقالات سایت استفاده کنید و یا از قسمت “تماس با ما” همواره با مدیر سایت در ارتباط باشید.

این مقالات به صورت کاملاً اختصاصی و منحصربه فرد نوشته شده اند. هر گونه کپی برداری از این مطالب بدون ذکر منبع ممنوع بوده و شامل پیگرد قانونی خواهد بود.

تعریف هدف

کامل ترین تعریف هدف:

هدف در لغت به معنای نشانه، غرض و مقصد می باشد. و در تعریف کامل آن می توان گفت که هدف، وضعیتی است که می خواهیم در آینده داشته باشیم و این خواستن حتما با عمل همراه است.

 


 

توضیح کامل این تعریف:

 

منظور از کلمه ی وضعیت در تعریف هدف چیست؟

وقتی می گوییم هدف وضعیتی است که می خواهیم در آینده داشته باشیم، منظور از این وضعیت شرایط مادی، معنوی، جسمی، تحصیلی و شغلی، اجتماعی و… در آینده می باشد.

 

در واقع این وضعیت فقط به تنهایی یک هدف نیست، بلکه مجموعه ای از چندین هدف مهم، وضعیت مورد دلخواه شما را در آینده تشکیل می دهد.

 

یعنی وقتی کسی از شما می پرسد: هدف تو در زندگی چیست؟

شما باید وضعیتی را که قرار است در آینده آن را داشته باشید برایش توضیح دهید، نه صرفا یک هدف شغلی یا مادی.

 

اما اگر از شما پرسیده شود که:  هدف شغلی تو چیست یا می خواهی چه کاره شوی؟

در این صورت می توانید هدف شغلی خود را به او بگویید. مثلاً بگویید می خواهم پزشک یا فوتبالیست شوم.

 

البته برخی از اهداف مکمل یکدیگر هستند. مثلا کسی که شغلش پزشکی است احتمالاً هدف تحصیلی او نیز همین بوده است.

 

نکته اول: ما در تعریف هدف از کلمه ی وضعیت استفاده می کنیم و همانطور که گفتیم این وضعیت، خود، چندین هدف را شامل می شود، بنابراین اگر از کسی بخواهیم وضعیت خود را در آینده توصیف کند که مثلاً: تو خودت را در آینده در چه وضعیتی می بینی؟ این شخص چه پاسخی به این سوال خواهد داد؟

 

آیا این فرد نباید تصویر واضحی از وضعیت خود در آینده داشته باشد تا بتواند، آن را برای شما شرح دهد؟

 

آیا بدون داشتن یک تصویر ذهنی واضح از آینده ی خودتان می توانید آن را برای دیگران توصیف کنید؟

 

شغل شما، ثروت شما، تحصیل شما و سایر اهداف شما بدون داشتن یک تصویر ذهنی واضح به چه شکلی خواهند بود؟

 

اینجاست که به اهمیت تصویرسازی ذهنی در رسیدن به هدف پی می بریم. موضوعی که اکثر نویسندگان حوضه ی موفقیت و هدفگذاری به شکل جدی روی آن تاکید دارند.

 

در واقع اگر شما تصویر واضحی از هرکدام از اهدف خود نداشته باشید، وضعیت شما نیز در آینده نامعلوم و شاید هم نامطلوب باشد.

 

بنابراین شما باید برای رسیدن به وضعیت مطلوب خود در آینده تصاویر واضحی از هرکدام از اهداف خود که تشکیل دهنده ی همان وضعیت شما در آینده هستند داشته باشید.

 

 

نکته ی دوم: در تعریف هدف به کلمه ی می خواهم از فعل خواستن توجه کنید.

در این تعریف گفتیم وضعیتی که می خواهیم در آینده داشته باشیم، این یعنی اگر شما فقط چندین خواسته، علاقه یا هر چیزی که می خواهید اسمش را بگذارید را در ذهنتان دارید، اما تمایل و قصدی برای رسیدن به آن ها ندارید، این موارد دیگر هدف نیستند.

 

هدف چیزی است  که شما قصد می کنید به آن برسید و این رسیدن حتما با عمل همراه است.

بنابراین هر آنچه که در ذهن شماست، قرار نیست هدف شما باشد.

 

نکته ی سوم: وقتی اهدف واقعی خود را مشخص کردید و به معنای واقعی قصد کردید به آن ها برسید، حال این جزئیات هستند که برای شما اهمیت پیدا می کنند.

 

جزئیاتی مثل، زمان، مکان، اندازه، حجم، محیط و…

 

یک مثال می زنم:

 

وقتی هدف شما این است که مثلا در کنکور شرکت کنید و رشته ی مهندسی مکانیک، وارد دانشگاه اصفهان شوید، این جاست که شما باید وارد عمل شوید و برای کنکور مطالعه کنید.

 

بنابراین از این به بعد، زمان مطالعه، مکان مطالعه، محیط مطالعه، سرعت مطالعه، حجم مطالعه و… برای شما اهمیت پیدا می کند.

 

مواردی که تا قبل از مشخص شدن هدفتان حتی به آن ها توجه هم نمی کردید.

اما حالا نقش اساسی را در رسیدن به هدفتان ایفا می کنند.

 

نکته ی چهارم: طبق طریف هدف، گفتیم که می خواهیم به وضعیت مورد نظر خود در آینده برسیم، این وضعیت شامل چندین هدف بود که وضعیت ما را در آینده تشکیل می دادند.

اما ما باید حداقل چند هدف را برای رسیدن به این وضعیت تعیین کنیم؟

پاسخ: حداقل ۵ هدف.

 

 

نکته ی پنجم: الویت را رعایت کنید. از میان تمام اهدفی که دارید ۵ هدف را بر اساس اهمیت و الویت آن ها انتخاب کنید. ۵ هدفی که بهترین وضعیت شما را در آینده به تصویر بکشند.

 

نکته ی ششم: برای رسیدن به وضعیت مورد نظر خود بین ۵ تا ۱۰ سال زمان در نظر بگیرید.

 

شما قرار است به یک وضعیت برسید، نه فقط یک هدف. حداقل ۵ سال زمان در نظر بگیرید. در کمتر از ۵ سال نمی توانید به وضعیت قابل توجهی برسید مگر اینکه قصد رسیدن به یک یا دو هدف کوچک را داشته باشید.

 

به این جمله ی آقای لیونل مسی، ستاره ی فوتبال جهان توجه کنید:

 

۱۷ سال و ۱۱۴ روز طول کشید تا یک شبه به موفقیت رسیدم.

 

آقای لیونل مسی در واقع می خواهد بگوید، مردم فکر می کنند من یک شبه به جایی که الان هستم رسیدم، اما در واقع بیش ۱۷ سال طول کشید.

 

 

هشدار:

طبق تعریف هدف، شما باید خودتان بخواهید تا به وضعیت مطلوبتان در آینده برسید. اگر خودتان حرکتی نکنید، این محیط و اطرافیان شما خواهند بود که شما را به وضعیتی می رسانند که شاید برای شما لذت بخش نباشد و من می گویم اگر سرنوشت خود را به روزگار بسپارید به جایی می رسید که نه تنها لذت نخواهید برد بلکه رنج هم خواهید کشید و همیشه افسوس گذشته ها را خواهید خورد.

 

جمله ی زیبای هست که می گوید:

 

بهترین راه پیش بینی آینده، ساختن آن است.

 

ای هموطن آینده ی خودت و کشورت را به دست روزگار و تقدیر مسپار.

ای هموطن، خودت با همت خودت آینده ات را بساز.

 

 

امیدوارم از این مطلب استفاده کرده باشید. تعریفی که در این مطلب از هدف گفته شد، متفاوت ترین و همچنین کامل ترین تعریف هدف می باشد. این مطلب در آینده کامل تر خواهد شد.

 

پایان


نویسنده: عباس عابدینی

منبع: فراانگیزش

مطلب مرتبط: تعریف هدف گذاری چیست؟

مطلب مرتبط: بهترین و ساده ترین تعریف اعتماد به نفس چیست؟

کیوان ریاعی

کیوان ریاعی ، متولد  ۱۳۷۳ جوانی ست که با تمام زخم هایش خود را به تیم ملی جوانان کشورمان رسانده و می خواهد با تمام قدرت ،حقش را بگیرد. او همزمان در دانشگاه ازاد، رشته دندانپزشکی مشغول تحصیل است. روزهای سختی را سرمه چشمانش کرده و اکنون نیز در میانه  راهی عظیم است. برای آنچه که آرزویش را دارد!

 


نگاهی به او انداختند و گفتند: برو درست را بخوان پسر ! با این بدن لاغر به درد بسکتبال نمی خوری !

اما جان سرکش او نمی خواست بپذیرد که آنچه در درونش آتش گرفته خاموش شود.

از سلماس ، آذربایجان غربی پر می گیرد و خود را به اوج می رساند.

 

کیوان ریاعی دومین سنت شکن

فشار زندگی ، غربت در تهران، رشته سنگین دانشگاه می خواست او را از ادامه بسکتبال منصرف کند.

 

دوستانش به او طعنه می زدند که از عهده اش بر نمی آیی، رها کن دندادنپزشکی و بسکتبال همزمان محال است. می خواست زانو بزند! ولی با خود می گفت:من می خواهم همان فردی باشم که همزمان دو رشته متفاوت را دنبال می کند.

 

او می گوید می خواهم ثابت کنم، ورزش و درس با هم مغایرت ندارند. همه می گویند یک نفر علی دایی می شود که همزمان هر دو را دنبال کند، اما من می خواهم دومین سنت شکن این مسیر باشم تا بتوانیم این تفکر را جا بیاندازیم که پدر مادر ها در زمان کنکور به بچه ها فشاور نیاورند که فقط باید درستان را بخوانید و هیچ کاری نکنید.

 

 

کیوان ریاعی می گوید:

روزی در تلاطم زندگی ایمانم را زنده کردم و با تمام اعتقاد راهم را دنبال کردم.

بر این باور رسیدم که نقطه محدودیت ، فرصتی دوباره است برای پروازم! فهمیدم که درد مقطعی ست و گذرا! اگر تسلیم بشوی تا اخر ادامه خواهد داشت. مایکل جردن جایی می گوید: ادامه بده. ادامه بده.

 

پس من باید می ماندم . ادامه دادم. تابستان تنهایی تمرین می کردم و هیچ تیمی حاضر به پذیرش من نبود.

تیم های دسته یک هم جواب منفی دادند، اما باز ادامه دادم.

 

نکته جالبی که کیوان ریاعی اشاره کرد این بود: اصلا اعتقاد ندارم فقط با دستیابی به نتایج می توان لذت برد. در طول مسیر است که لذت خلق می شود. من از تمرین هایم لذت  می بردم. حتی زمانی که هیچ کس مرا نمی خواست! مطمئن بودم روزم فرا خواهد رسید.

 

تا این که در چند ماه گذشته، بازیکن تیمی مصدوم شد و صدایم زدند. بال گشودم و با تمام انگیزه پرواز کردم. تیم باید به لیگ برتر صعود می کرد. با هم تیمی هایم ، جنگیدیم و در کمال ناباوری تیمی که به آن پیوستم  راهی لیگ برتر بسکتبال ایران شد و آن تیم هایی که مرا نمی خواستند، سقوط کردند.

 

اگر تو بخواهی، خدا هم می خواهد.

صبح ها پنج بلند می شوم، درس می خوانم و بعد راهی تمرین می شوم. و دوباره شب نیز درسم را ادامه میدهم. باور کنید خدا وقتی ببیند انسان، تمام تلالش را میکند راه ها را می گشاید و هوایش را دارد. هیچ وقت نگذاشتم هیاهوی دیگران آتش درونم را به سکوت بنشاند. جنگیدم ومی خواهم تا اخرین لحظه هایم برای انچه  که می خواهم جان دهم.

 

از پدر مادر و خواهر کوچکش یاد می کند که فرسنگ ها دورتر پشتیبانش بوده اند و همیشه به او امید می دادند. از چشم اندازش پرسیدم، گفت در مرحله نخست  می خواهد به لیگ برتر ترکیه برود ودر تیم  فنرباغچه بازی کند و برترین پست پنج تیم ملی بسکتبال ایران شود و در ضمن دندانپزشکی متخصص شود.

 

کیوان ریاعی می گوید: من با خود همیشه چتر به همراه دارم، چون باور دارم  باران خواهد بارید، نامش را به خاطر بسپارید روزی جهان می شناسدش، کیوان برو با تمام قدرتت! خدا پشت و پناهت.

این ها نشانه هست برای تو هموطنم. تغییر، جسارت می خواهد. این آسمان، این پر پرواز، انتخابت چیست؟

آیا جرات پرواز داری؟!

همچون کیوان ریاعی

 

 پایان


نویسنده: عباس عابدینی

مطلب مرتبط: اعتماد به نفس چیست؟


افرادی که این مطلب را مطالعه کرده اند به محصولات زیر نیز علاقه مند بوده اند

 

آلبوم فوق انگیزشی قدرت درون

سخنرانی انگیزشی

 

تعریف اصلی موفقیت

بسیاری از مردم تعریف موفقیت را چنین بیان می کنند: به دست آوردن یا داشتن پول زیاد.

 آیا به نظر شما هم تعریف اصلی موفقیت این است که ما پول زیادی به دست آوریم.

و اما اگر موفقیت داشتن پول زیاد نیست، پس چیست؟ در یک کلام، کنترل است.

 
 

اصلی ترین تعریف موفقیت :

 

بیایید کمی مسئله را بازتر کنیم.

بسیاری از افراد به خصوص جوانان معتقد هستند که موفقیت به وسیله ی میزان درآمد و دارایی آن ها سنجیده می شود.

این یعنی همین الان که شما در حال خواندین این مطلب هستید، ثروتمندترین فرد جهان (بیل گیتس) موفق ترین فرد جهان نیز هست.

  

و این یعنی فردا یا مدتی بعد که بیل گیتس به رتبه ی پایین تری نزول کند، دیگر موفق ترین فرد جهان نیست.

و موفق ترین فرد کسی است که رتبه ی اول ثروتمندان جهان را دارد.

به نظر شما آیا چنین تعریفی از موفقیت صحیح است؟

 

اگر چنین تعریفی از موفقیت صحیح باشد در این صورت، موفقیت یعنی اینکه تمام وقت خود را صرف این کنید که چطور همیشه نفر اول باشید، به جای اینکه از زندگی، کار و دستاوردهای خود لذت ببرید.

به عبارتی شما فقط زمانی موفق هستید که نفر اول باشید و اگر نفر اول نباشید موفق نیستید!

به همین دلیل در اینجا تعریف متفاوتی از موفقیت به شما خواهم گفت:

 

موفقیت به معنای کنترل نحوه ی گذراندن زمان شماست.

 این بهترین و اصلی ترین تعریف موفقیت است. تعریفی که با عمل به آن هرگز در زندگیتان شکست نخواهید خورد.

طبق این تعریف موفقیت، در واقع زمان بزرگترین و مهم ترین دارائی انسان است.

اگر شما زمانتان را کنترل و از آن به نحو احسنت و مفید استفاده کنید، می توانید به هر آنچه می خواهید تبدیل شوید.

 

ثروتمندترین فرد دنیا، با سواد ترین فرد دنیا، قوی ترین فرد دنیا یا هر چه که به آن علاقه دارید.

 

نکته ای که در اینجا وجود دارد این است که بسیاری از ما می خواهیم ثروتمند شویم تا با ثروت خود زمان بیشتری برای خود بسازیم.

زمانی که نسبت به گذر آن بسیار بی توجه هستیم.

در حالی که ثروت اصلی همین زمان و عمر ماست.

که اگر به شکل مفید استفاده شود، نتایج شگفت انگیزی به دنبال خواهد داشت.

  

شما ثروتمند خواهید شد!

اگر فردی هستید که هم اکنون زمان زیادی در اختیار دارید، شما روزی فرد ثروتمندی خواهید شد!

البته به شرطی که از همین الان بتوانید نحوه ی گذر زمان خود را کنترل کنید و از آن به شکل مفید استفاده کنید.

در این صورت می توانید، ثروتمند شوید، دانشمند شوید، فضانورد شوید، فوتبالیست شوید، قهرمان شوید، کارآفرین شوید و یا هر رویای دیگری که دارید.

  

مطمئنم که شما هم مثل من موافق هستید که بسیاری از ما همیشه افسوس از دست دادن فرصت هایی را می خوریم که هیچوقت نتوانستیم از آن ها به خوبی استفاده کنیم.

 

زمان خود یک فرصت بزرگ است، اگر بتوانیم آن را درک کنیم.

زمان یک نعمت بزرگ است، اگر بتوانیم همواره بابت این نعمت سپاسگزار باشیم.

وقتی ما نمی توانیم از نعمتی که خداوند به صورت کاملاً رایگان در اختیارمان قرار داده به شکل مفید استفاده کنیم.

در واقع در حال هدر دادن این نعمت هستیم.

و این یعنی ناسپاسی.

  

استفاده ی در ست از نعمت های خداوند، بزرگترین سپاسگزاری‌ ای است که یک انسان می تواند انجام دهد.

و در ادامه باید بگویم که اگر انسانی بتواند از زمان خود به درستی استفاده کند و همچنین از کاری که در این زمان انجام می دهد لذت ببرد، قطعاً موفق ترین و خوشبخت ترین فرد دنیاست.

   

به این فکر کنید که ثروتمندترین افراد دنیا مثل بیل گیتس و یا وارن بافت چگونه زمان خود را سپری می کنند؟

قطعا این افراد مدیریت زمان را یک اصل اساسی برای رسیدن به موفقیت می دانند.

اگر شما این تعریف موفقیت را به خوبی درک کنید، یعنی نحوه ی گذر زمان خود را کنترل کنید، پول تنها یک چیز خوب است که به همراه این کنترل به دست می آید.

  

امام کاظم (ع) می فرمایند:

بکوشید تا اوقات شبانه روزی شما چهار قسمت باشد:

قسمتی برای عبادت خداوند

قسمتی برای کار و کسب روزی حلال

قسمتی برای خانواده و دوستان

قسمتی برای تفریح و استراحت

 

امام علی (ع) می فرمایند:

فرصت ها همچون ابر بهاری می گذرند.

  

و در ادامه جملات ارزشمندی از افراد بزرگ و موفق جهان در مورد زمان می خوانید که قطعاً جای تأمل دارد.

 

هر چقدر هم زندگی کوتاه است، ما با اتلاف نسنجیده ی زمان باز هم آن را کوتاه تر می کنیم.

ویکتور هوگو


بهتر است سه ساعت زود باشی تا یک دقیقه دیر

ویلیام شکسپیر


تنها تفاوت بین فردی پولدار و فردی بی پول این است که چگونه از زمان خود استفاده می کنند.

رابرت کیوساکی


 

برای این که بتوانید نحوه ی گذر زمانتان را کنترل کنید باید ابتدا ارزش زمان را درک کنید.

و اگر نمی توانید ارزش آن را درک کنید به سراغ کسانی بروید که ارزش زمان را درک کرده اند.

 چه کسانی ارزش زمان را می دانند؟

ارزش یک سال را، از دانش آموزی بپرس که در امتحان نهائی مردود شده است.

ارزش چهار سال را از یک فارغ التحصیل دانشگاه بپرس.

ارزش یک ماه را، از مادری بپرس که کودک نارس به دنیا آورده است.

ارزش یک هفته را، از ویراستار یک مجله هفتگی بپرس.

ارزش یک ساعت را، زندانیان در حبس بپرس که منتظر رسیدن ساعت ملاقات اند.

ارزش یک دقیقه را، از کسی بپرس که به قطار، اتوبوس یا هواپیما نرسیده است.

ارزش یک ثانیه را، از کسی بپرس که از حادثه ای جان سالم به در برده است.

ارزش یک میلی ثانیه را، از کسی بپرس که در مسابقات المپیک، مدال نقره برده است.

 

هیچگاه تعریف اصلی موفقیت را فراموش نکنید:

اگر به دنبال موفقیت هستید و تصمیم گرفته اید به موفقیت های بزرگی در زندگی خود دست پیدا کنید، هیچگاه این تعریف موفقیت فراموش نکنید.

باز هم تکرار می کنم اصلی ترین تعریف موفقیت این است:

کنترل نحوه ی گذراندن زمان.

زمان برای هیچکس صبر نمیکند. قدر هر لحظه خود را بدانید.

  

پایان

 
 مطلب مرتبط: اعتماد به نفس چیست؟
کارآفرین موفق

در این مقاله می خواهیم به این موضوع بپردازیم که خصوصیات شخصیتی یک کارآفرین موفق چگونه است و یک کارآفرین چه الگوهای رفتاری را باید در پیش بگیرد تا کارآفرینی را در شکل موفق آن تجربه کند.

 

قطعاً برای موفقیت در هر کاری باید خصوصیات و رفتارهایی را در خود تقویت کرد که ما را در مسیر رسیدن به موفقیتمان قرار دهد و کارآفرینی هم از این امر مستثنا نیست.


 

خصوصیات شخصیتی یک کارآفرین موفق چگونه است؟

 

۱- پرانرژی و شاداب بودن

پرانرژی یا به اصطلاح انرژیک بودن به عنوان زیرساختی برای شکل‌گیری رفتارها و کارهای عملی دیگر مطرح می شود.

از آنجا که انرژی شما به شکل آشکاری در چهره و رفتارتان معلوم می شود، اگر در صدد پنهان کردن آن باشید، باز هم مخاطب از گوشه و کنار رفتارتان به حس واقعی شما پی خواهد برد.

بنابراین اولین کار در ایجاد انرژی مطلوب در شخصیتمان این است که نیتمان را نسبت به همه ی پدیده های موجود در زندگیمان مثبت و رضایت بخش کنیم.

چرا که هر تلاشی هم که بکنیم، درونمان و حسی که داریم آشکار خواهد شد و روی ارتباطات اجتماعی و شخصی ما اثر خواهد گذاشت.

 

نتیجه ی این پرانرژی و شاداب بودن و داشتن نیت صاف و صادقانه نسبت به خدمتی که ارائه می دهید، خودش را در کسب و کارتان نشان می دهد.

اگر این انرژی را در بین کارکنان خود جاری سازید، آن‌ها این انرژی را به مشتریان شما انتقال می دهند و در نهایت این فرآیند منجر به وجود آمدن مشتریان وفاداری خواهد شد که همواره این وفاداری برای شما ثروت و موفقیت به همراه داشت.

 

 

۲- هنر برقراری ارتباط

آقای آنتونی رابینز یکی از بزرگترین سخنرانان موفقیت جهان، در یکی از سخنرانی های خود از افراد حاضر در سالن خواست، بر روی یک برگه ی کاغذ نام ۵ نفر از مهمترین دوستانشان را که بیشترین ارتباط را با آن ها دارند بنویسند البته به جز اعضای خانواده.

سپس رو به حاضرین کرد و گفت:

اگر شما از این افرادی که نام آن ها را نوشتید، موفق تر هستید برایتان متأسفم!

شما باید حتماً با افرادی ارتباط برقرار کنید که از خودتان موفق تر باشند.

اگر می خواهید ثروتمند شوید، باید با افراد ثروتمندتر از خودتان ارتباط داشته باشید.

اگر می خواهید شاگرد اول و ممتاز باشید باید با افراد ممتازتر و باهوش تر از خودتان ارتباط داشته باشید.

 

بنابراین برای کارآفرین شدن هم شما باید با افراد خلاق تر، باهوش تر و موفق تر از خودتان ارتباط برقرار کنید.

این افراد بیش ترین تأثیر را در موفقیت شما خواهند داشت.

اما مسئله ی دیگر این است که چگونه با این افراد ارتباط برقرار کنید؟

برای این کار شما باید از مشاورین، متخصصین، سخنرانان و تمام کسانی که در این زمینه تجربه دارند کمک بگیرید و از راهنمایی آنان برای ارتباطات بزرگ تر استفاده کنید.

 

 

۳- توانایی انجام کار گروهی و تشکیل تیم

وقتی دو فاکتور گفته شده ی قبلی را رعایت کنید، یعنی به کسب و کار و فعالیت خود علاقه مند باشید و این علاقه را با انرژی مثبت و عشق به کسب و کارتان تزریق کنید و همچنین مهارت های ارتباطی خود را تقویت کنید.

 

حال می توانید برای توسعه ی کسب و کارتان افراد علاقه مند و متخصص را جذب کنید و به کمک آن یک تیم موفق تشکیل دهید.

این افراد می توانند اعضای خانواده، دوستان و یا هر فرد دیگری باشند. همچنین شما می توانید خودتان آموزش های لازم را به این افراد بدهید و آن ها را به یک متخصص تبدیل کنید.

 

 

۴- علاقه مند به یادگیری و آموزش

یک کارآفرین موفق همیشه در حال یادگیری و آموزش دادن می باشد.

یک کارآفرین موفق می داند که نمی تواند تمام قوانین کارآفرینی را یک شبه بیاموزد، چرا که علم همواره در حال توسعه و پیشرفت می باشد و هر روز روشی جدیدتر و بهتری برای توسعه ی کسب و کارها به وجود می آید و اگر یک کارآفرین از این آموزش های جدید عقب بماند و نتواند اطلاعات و دانش خود را بروز کند، قطعا شکست خواهد و یا پیشرفت چشمگیری نخواهد داشت.

بنابراین اگر می خواهید به یک کارآفرین موفق تبدیل شوید مطالعه کنید، در سمینار ها و دوره های آموزشی شرکت کنید و همواره نسبت به رقبای خود یک قدم جلوتر باشید.

 

 

۵- شناخت کافی بازار و رقبا

چه یک محصول فیزیکی بفروشید و یا یک خدمت ارائه دهید باید صفر تا صد بازار آن محصول یا خدمت خود را بشناسید.

این شناخت شامل شناسایی منابع مورد استفاده، محل تولید، هزینه های صرف شده، بسته بندی محصول، محل فروش، زمان فروش، قیمت و سایر فاکتور های لازم برای ارائه ی محصول یا خدماتتان به بازار می باشد.

همچنین یک کارآفرین موفق، وضعیت اقتصادی یا سیاسی کشور را نیز مدنظر قرار می دهد، رقبای خود را به خوی شناخته و تحلیل می کند تا بتواند حتی در بدترین شرایط اقتصادی بهترین عملکرد را داشته باشد.

 

 

۶-هدفمند و با انگیزه بودن

به عنوان یک کارآفرین موفق باید یک هدف مشخص و اصلی را انتخاب کنید و برای رسیدن به این هدف بزرگ چندین هدف کوچکتر را مورد هدف قرار دهید.

در راه رسیدن به اهدافتان ممکن است با سختی ها، مشکلات و یا حتی شکست های موقتی رو به رو شوید، اما قطعاً این را می دانید که اگر انگیزه ی کافی برای ادامه ی مسیر و عبور از مشکلات را نداشته باشید از همان ابتدا شما یک شکست خورده هستید.

مشکلاتی که شما در طول مسیر با آن ها مواجه می شوید، شکست نیستند بلکه یک چالش برای قطعی تر کردن موفقیت شما هستند.

شکست واقعی زمانی است که انسان بگوید، من دیگر نمی توانم و انگیزه ی ادامه ی مسیر را نداشته باشد.پس  هدفمند و با انگیزه باشید.

 

 

مواردی که تا به این جا گفته شد، علاوه بر این که جزو خصوصیات شخصیتی یک کارآفرین موفق می باشند، همچنین می توانند مهمترین عوامل موفقیت یک کسب و کار را نیز شامل شوند.

هر کسب و کاری که این عوامل و نکات را پایه و اساس کار خود قرار دهد، موفقیت کسب و کار خود را تضمین می کند.

 

 

پایان


مقالات مرتبط: مهمترین نکاتی که یک کارآفرین نمونه و موفق باید بداند!

 

کارآفرین نمونه

برای تبدیل شدن به یک کارآفرین نمونه و واقعی باید نکاتی را رعایت کنید که هر کارآفرینی در ابتدای کارش این نکات را رعایت کرده و با عمل به اصولی که پایه و اساس کارآفرینی هستند، توانسته  به یک کارآفرین نمونه تبدیل شود.

 

در این مقاله سعی داریم بیشتر به نکاتی بپردازیم که هرکسی برای تبدیل شدن به یک کارآفرین نمونه، ابتدا باید این نکات را رعایت کند و سپس در حوضه ی کارآفرینی به پختگی و کمال برسد.

 

اگه به کارآفرین شدن علاقه مند هستید، مطالعه ی این نکات می تواند کمک بزرگی به شما در راه اندازی کسب و کارتان بکند.

 


مهمترین نکاتی که یک کارآفرین نمونه باید بداند

 

 

۱- فقط به کسب و کارهای سنتی فکر نکنید.

برای کارآفرینی و ایجاد کسب و کار پولساز باید این نکته را در نظر داشته باشید که کسب و کارهای سنتی دیگر مثل گذشته موفق و پولساز نیستند.

چون عواملی مثل تورم، سود بانکی،اجاره بها و … نرخ بالایی دارند. و در کنار آن باید به این نکته نیز توجه داشت که جوانان و یا افرادی که می خواهند اکنون این نوع کسب و کار ها را راه اندازی کنند، دیگر نمی توانند کار نسل قبل را کپی کنند. چون با سرمایه ی کمی که دارند و مدت زمانی که برای کسب تجربه باید صرف کنند، توانایی رقابت با کسب و کارهای سنتی موفق کنونی را نخواهند داشت.

 

جوانان باید کسب و کار هایی را راه اندازی کنند که نو و بدون رقیب باشند و سرمایه ی کمی بخواهد و همچنین دانش بنیان هم باشد. تا به این شکل به موفقیتی که می خواهند دست یابند.

 

 

۲- این قدر به مدرک تحصیلی خود ننازید و به آن اکتفا نکنید!

اگر شما چندین سال در دانشگاه درس خواندید و رفتید و امتحان دادید و یک مدرکی گرفتید، قطعاً نه دانشمند شدید و نه با بازار ایران و الگوهای کسب و کار ایرانی آشنا شدید.

پس چطور انتظار دارید در رشته ای که آن را کاملاً تئوری گذارانده اید و صرفاً یک مدرک برای گذراندن دروس آن گرفته اید، کار پیدا کنید؟

چه ضرورتی دارد؟

 

توصیه ی ما به شما این است که در هر زمینه ای که به آن علاقه دارید و نیز انگیزه ی دنبال کردن آن را دارید، فعالیت کرده و مشغول به کار شوید.

 

چرا که آینده ی شما را همین علاقه و انگیزه تعیین می کند. نه آن مدرکی که از دانشگاه گرفته اید و امروزه شاید اکثر جوانان چنین مدرکی را دارند، اما بیکارند.

اگر به دنبال علاقه ی خود بروید و در آن زمینه استاد شوید، مطمئن باشید روزی افراد زیادی برای یادگیری آن چیزی که شما می دانید، حاضرند میلیون ها تومان به شما پول بدهند.

 

امروزه تخصص است که حرف اول را می زند، نه مدرک دانشگاهی.

مدرک را می توانید بعد از متخصص شدن دریافت کنید.

 

 

۳- پول تنها سرمایه ی شما نیست!

خیلی ها می گویند برای کارآفرینی و شروع یک کسب و کار باید حتماً پول داشته باشند و پول را تنها سرمایه ی لازم برای شروع کار می دانند.

اما آیا سرمایه ی شما فقط پول است؟ آیا اگر پول نداشته باشید یعنی هیچ چیز دیگری ندارید؟ آیا یک کارآفرین نمونه هم چنین دیدگاهی دارد؟

 

این دیدگاه که فقط با داشتن پول زیاد می توان کارآفرین شد دیگر در زمانی که ما در آن زندگی می کنیم و صدها ایده بدون پول، شروع و راه اندازی شدند، یک دیدگاه کاملاً اشتباه است. قطعاً بسیاری از شما میدانید که امروزه فقط با داشتن یک کامپیوتر در منزل می توانید کسب درآمد کنید. و یا صدها روش دیگر که به سرمایه ی کمی نیاز دارند می توانند منبع درامد شما باشند.

 

سرمایه فقط پول نیست. پول فقط یک روان کننده و تسهیل کننده ی کار است. مگر دانش سرمایه نیست؟ مگر تجربه سرمایه نیست؟ مگر دوستان و روابط سرمایه نیستند؟ مگر علاقه و انگیزه سرمایه نیست؟

 

ما سرمایه های رایگان زیادی داریم که آن ها را فراموش کرده ایم و فقط به پول چسبیده ایم.

 

کمی به بهانه های دیگر خود فکر کنیم. به این فکر کنیم که اگر ما پول کافی در اختیار داشتیم، دیگر چه بهانه ای برای شروع نکردن کار خود داشتیم، آن بهانه یا بهانه ها موانع اصلی کار ما هستند. نه پول و ثروت.

 

شما باید از سرمایه های رایگان خود که در بالا گفته شد استفاده کنید تا به سرمایه ی پولی برسید و خودتان، حتی اگر شده به اندازه ی یک هزار توان تولید سرمایه کنید، و بعد به فکر جذب پول و سرمایه گذار باشید.

 

اگر سرمایه های اصلی خود را در نظر بگیرید، آنوقت نقش پول نیز کمرنگ تر می شود.

 

 

۴- با ایده ایی شروع کنید که به پول احتیاجی ندارند.

 

هزاران ایده در جهان وجود دارند که برای شروع احتیاج به هیچ پولی ندارند.

به عنوان مثال در حیاط دانشگاه محل تحصیل من، مقدار بسیار زیادی گیاه رزماری وجود داشت که بوی این گیاه همیشه فضای دانشگاه را معطر میکرد.

بارها اتفاق افتاده بود که اساتید دانشگاه و یا روحانی مسجد دانشگاه از دانشجویان خواسته بودند که به عنوان یک نوع کارآفرینی می توانند، روغن این گیاه رزماری را استخراج و به قیمت خوبی به فروش برسانند.

اما باورتان نمی شود، در مدت آن چهار سالی که در دانشگاه بودم، هیچ کسی این کار را شروع نکرد.

 

اما آیا مشکل پول بود؟

نه مشکل خود دانشگاه بود که نتوانسته بود دیدگاه یک کارآفرین را در دانشجویان خود به وجود آورد.

 

به یک دانشجو گفته می شود که به دانشگاه می روی، درس می خوانی و مدرک می گیری تا با مدرکی که گرفتی در یک اداره یا سازمان استخدام شوی. این تفکر هم در خانواده های ایرانی وجود دارد و هم در تحصیل کرده های کشورمان. اما یک کارآفرین نمونه این نوع تفکر را سمی خطرناک برای شروع مسیر کارآفرینی می داند.

 

این یک تفکر سمی است که در نوشته های بعدی در مورد آن صحبت خواهم کرد. چرا که باعث می شود از موضوع اصلی خارج شویم.

 

 

اما از نمونه ایده های بدون نیاز به پول می توانم آن جوان کره ای را مثال بزنم که با پرورش جلبک در حیاط خانه اش و استخراج ماده ی مخصوصی از آن که در لوازم آرایشی کاربرد داشت، ماهانه بیش از ۶۰۰۰ دلار درامد داشت و هزاران ایده ای که هر کدام از ما به نحوی با چند مورد از آن ها آشنا هستیم.

 

 

 

 

سخن پایانی

 

برای این که به یک کارآفرین واقعی تبدیل شوید، باید خودتان با دست خودتان و از صفر شروع کنید.

به قول آقای بابک بختیاری یکی از کارآفرینان نمونه و موفق ایرانی و مؤسس برند آیس پک که می گوید:

 

“برای من هیچ لذتی بالاتر از لذت از صفر شروع کردن نیست. همه چیز از صفر شروع می شود و ادامه می یابد. “

 

برای کارآفرین شدن باید روی پای خودتان بایستید، باید سختی بکشید و عرق بریزید تا به یک کارآفرین نمونه و واقعی تبدیل شوید. و تنها چیزی که می تواند همیشه شما را سرپا نگه دارد اول توکل به خداوند و دوم علاقه و انگیزه ی شما نسبت به کارتان است.

 

طبق تحقیقات انجام شده توسط دانشمندان یکی از عوامل خوشبختی انسان این است که به کارش علاقه مند باشد و آن چه را که انجام می دهد، دوست داشته باشد.

 

پایان


اگر این مطلب برایتان مفید بود، لطفاً آن را به اشتراک بگذارید.

 

 

 

 

چگونه انسان موفقی باشیم

چگونه انسان موفقی باشیم ؟سوالی است که ذهن بساری از ما رو به خودش مشغول کرده اما دراین نوشته به این سوال پاسخ خواهیم داد.

موفقیت، کلمه ای که وقتی برای اولین بار اونو به زبون میاری، ذهنت پر میشه از سوال هایی که نمیدونی چطور به این سوالا جواب داده میشه. کجا و چه زمانی؟

 

اما وقتی شروع به قدم گذاشتن تو این راه میکنی هر روز  با جواب های جدید و در عین حال سوالات جدید مثل موفقیت یعنی چی؟چرا بعضی ها موفق اند بعضی ها نیستند؟ آدمهای موفق چه رازهایی دارند؟چه کارایی انجام میدند؟ یا اینکه چگونه انسان موفقی باشیم ؟ و… مواجه میشی.

 

در مقاله چگونه انسان موفقی باشیم ؟ سعی کردیم به نحوی به این سوال و سوالات مشابه اون پاسخ بدیم و راهکارهای عملی رو برای موفقیت در زندگی برای شما دوستان بیان کنیم.

 

اما قبل از بیان راهکارهای موفقیت باید یه نکته ی خیلی مهم رو در مورد موفقیت همیشه تو ذهنتون داشته باشید:

موفقیت حاصل تمام کارهای کوچکی است که هر روز در زندگی خود انجام میدهیم.

همیشه این سوالو از خودت بپرس که: آیا کاری که الان انجام میدم تاثیر مثبتی تو موفقیت آینده من داره؟یا نه؟


چگونه انسان موفقی باشیم ؟

 

 

۱- هدفمند باشید.

برای موفقیت یکی از ویژگی های مهمی که باید داشته باشید هدفمند بودنه.

شما باید دقیقا بدونید که چی میخواید.

برای اینکار همین حالا روی یک برگه کاغذ هدف ها و تصمیماتی که برای رسیدن به اون ها لازمه بنویسد.

 

۲- برای هر روز از قبل برنامه ریزی کنید.

قانونی هست که میگه اگه ۱۰درصد از زمانت رو برای برنامه ریزی کاری صرف کنی ۹۰درصد از زمان انجام اون کار رو ذخیره میکنی. یعنی کارها رو خیلی زود انجام میدی بدون اینکه مشکلی در انجام کار های دیگه داشته باشی. برنامه ریزی معجزه می کنه.

 

۳- پیامد کارها رو در نظر بگیرید.

مهمترین کارهای زندگی شما کارایی هستند که میتونند بیشترین تاثیر رو تو زندگی شما داشته باشند. اون کارها رو شناسایی کنید و به جای تمرکز روی بقیه کارها، تمام توجهتون به این نوع کارها باشه و بیشترین انرژی رو برای این کار ها صرف کنید..

هیچ وقت برای انجام همه ی کارها وقت کافی ندارید. اما همیشه برای انجام مهمترین کارها وقت کافی هست.

کارهای مهم رو اول انجام بدید و کارهایی که در الویت نیستند، اصلاً انجام ندید.

 

۴- قبل از شروع، مقدمات کار رو فراهم کنید.

حداکثر توان شما بیشتر از اون چیزیه که تا الان ازش استفاده کردید. اگه قبل از شروع کار کاملاً آماده باشید و مقدمات کار رو فراهم کنید در نتیجه مانع عملکرد ضعیف خودتون در انجام کار میشید.

 

۵- همیشه یه شاگرد باقی بمونید.

صرف نظر از اینکه کارتون چیه باید سعی کنید بیشتر و بهتر از اونی که از شما انتظار میره کارایی داشته باشید.

هر چقدر در کار مورد نظر دانش و مهارت بیشتری کسب کنید میتونید اون کار رو سریع تر و بهتر انجام بدید.

استعدادهای منحصر به فرد خودتون رو تقویت کنید.

کار خودتون رو انجام بدید اما نه فقط در حد وظیفه بلکه یه کم بیشتر و از روی سخاوت.

همین مقدار کم به اندازه کل کار ارزش داره.

 

 

حتما بخونید: چرا باید همیشه در حال یادگیری باشید؟

 

۶- محدودیت های اصلی خودتون رو مشخص کنید.

  محدودیت ها یا موانع درونی و بیرونی خودتون رو مشخص کنید. فکر کنید که چطور اونها رو میتونید از بین ببرید. برای اینکه در نهایت بتونید تمام افکارتون رو  بر روی کاری که دارید انجام میدید متمرکز کنید.

هر بار یک قدم به جلو برید. یک مسیر هزار فرسنگی با برداشتن اولین قدم شروع میشه.

 

خودتون رو تا جایی که به جسم و ذهنتون آسیبی وارد نمیشه تحت فشار بذارید.

نخستین شرط موفقیت اینه که نیروهای جسمی و ذهنی خودتون روبه طور پیوسته و خستگی ناپذیر روی یک موضوع متمرکز کنید.

 

۷- قدرت های فردی رو به حداکثر برسونید.

تمام سرمایه، استعداد و نیروی خودتون رو یه جا جمع کنید و برای تسلط در حداقل یک زمینه کاری، متمرکز کنید.

خودتون رو به فعالیت ترغیب کنید. مشوق خودتون باشید.

در هر شرایط و موقعیتی دنبال کسب نتیجه خوب باشید.

به جای تمرکز روی مشکلات به دنبال راه حل بگردید. همواره انسان خوشبینی باشید.

 

 

۸- مدام برای انجام وظایف و کارهاتون وقت ایجاد کنید.

چند کار کوچک رو که باید حتما انجام بشه همون اول صبح انجام بدید. و بعد بلافاصله سراغ وظایف اصلی برید.

در انجام بعضی کارها که ارزش و اهمیت خاصی ندارند تنبلی کنید اما در عوض روی مهمترین کارهاتون وقت بیشتری بذارید.

اول سخت ترین کار رو انجام بدید. تفاوت بین انسانهای قوی و ضعیف، میزان توانایی یا اراده استوار اونها ست.

 

یا مرگ یا پیروزی.

کار رو به قسمت های کوچکتر تقسیم کنید. کارهای بزرگ و پیچیده رو به قطعات کوچکتر تقسیم کنید و سپس هر بار یک قسمت رو شروع کنید و به آخر برسونید.

وقت بیشتری بسازید. هیچ چیز مثل تمرکزِ انرژی روی تعداد محددی از اهداف، به زندگیتون توان و نیروی بیشتر نمیده.

 

 

۹- سرعت انجام کار رو افزایش بدید منتظر نمونید.

زمان مناسب تر از حالا وجود نداره. همین جایی که هستید و با همین امکانات و شرایطی که دارید شروع کنید و ادامه بدید.

ابزارها و امکانات بهتر از راه میرسن.

 

 

۱۰- هر بار یک کار مهم انجام بدید.

راز قدرت واقعی اینه که، با تمرین کردن یاد بگیرید که چطور توانایی هاتون رو هدر ندید و در هر لحظه اونا رو در یک نقطه متمرکز کنید. سریعاً کار رو شروع کنید و بعد بدون توقف تا آخر پیش برید.

 

 

کلام آخر

حداقل ۹۵ درصد موفقیت شما در زندگی و کار بستگی به عادت های مختلفی داره که به مرور زمان کسب میکنید. عادت الویت بندی کارها، مدیریت زمان، برنامه ریزی، غلبه بر  تنبلی و مداومت در انجام مهمترین وظایف،  جزو مهارت های ذهنی و جسمی است.

 

امیدوارم که این نوشته برای شما مفید و سودمند بوده باشه. لطفا برای هر چه بهتر شدن مطالب سایت فراانگیزش نظرات و پیشنهادات خودتون رو با ما به اشتراک بذارید.

پایان


مقاللات مرتبط:

اعتماد به نفس چیست؟

( چگونه انسان موفقی باشیم ؟)

 

انواع اعتماد به نفس

پس از اینکه در مقاله ی اعتماد به نفس چیست به تعریف اعتماد به نفس پرداختیم و با مفهوم اعتماد به نفس آشنا شدیم، در این نوشته سعی داریم انواع اعتماد به نفس را بیان کرده و به تعریف و توضیح آن ها بپردازم.

 

در این مقاله دو نوع تقسیم بندی برای انواع اعتماد به نفس خواهیم داشت که نوع اول مربوط به تقسیم بندی بر اساس میزان اعتماد به نفس است و تقسیم بندی دوم انواع اعتماد به نفس از نظر کارکردی را شامل می شود.

 


 

انواع اعتماد به نفس بر اساس میزان و درجه ی آن:

 

با توجه به اینکه فرد در چه محیطی رشد کرده است و والدین آن فرد چه روشی را برای تربیت فرزند خود به کار برده اند،انواع اعتماد به نفس را می توان به چهار نوع تقسیم کرد.

 

۱- اعتماد به نفس کاذب بالا

یکی از انواع اعتماد به نفس است که بسیار خطرناک می باشد. اگر فرزندی در نظر تمام افراد خانواده بیش از حد مورد توجه و احترام باشد و بی جهت مورد تشویق قرار گیرد، در او اعتماد به نفس کاذب بالا شکل می گیرد.

 

چون همیشه در کودکی به این افراد القا شده که توانایی های منحصر به فردی دارند، این افراد فکر می کنند که انسان های بسیار مهمی هستند.

 

مثلاً کودکی که نقاشی ساده ای کشیده است اما والدین به قدری از نقاشی او تعریف می کنند و به او جایزه می دهند که کودک فکر می کند بهترین نقاش دنیا است.

 

اما وقتی وارد جامعه می شود و با واقعیت رو به رو شده و افرادی را می بیند که در نقاشی کردن از او بهتر عمل می کنند و او نقاش بسیار معمولی است، دچار شکست، افسردگی و حسادت می شود.

 

این افراد همیشه خود را بالاتر از آن چیزی می پندارند که واقعاً هستند و حتی گاهی اوقات فکر می کنند دارای قدرت های خارق العاده ای هستند.

 

انواع اعتماد به نفس

 

مثلاً فکر می کنند می توانند با سرعت ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت رانندگی کنند، بدون اینکه تصادف کنند.

می توانند از طبقه ی چهارم ساختمان پایین بپرند، بدون اینکه صدمه ببینند و…

 

این افراد معمولاً در برنامه ریزی و اهدافشان شکست می خورند، چون خودشان را خیلی دست بالا می گیرند.

به خاطر اعتماد به نفس بالایی که دارند، بسیار اهل خطر کردن هستند.

 

وقتی این افراد با خود خلوت می کنند و تنها هستند، چون با واقعیت های خودشان رو به رو می شوند، خودشان را کوچک می بینند و بنابراین برای جبران آن خودشان را بزرگ نشان می دهند.

چون به این افراد در هر شرایطی القا شده که بزرگ هستند.

 

 

 

۲- اعتماد به نفس پایین

افرادی که در کودکی مورد بی توجهی و بی مهری والدین قرار گرفته اند، کتک خورده اند، تشویق نشده اند، مراحل تکاملی را به درستی طی نکرده اند، یعنی نه خود را می فهمند، نه خود را باور دارند و نه برای خود احترام قائل هستند.

 

این افراد احساس می کنند از دیگران کمتراند، بنابر این اعتماد به نفسشان کاهش پیدا می کند.

از حضور در جمع خجالت می کشند، نمی توانند حرف بزنند، نمی توانند کار خاصی انجام دهند و خیال می کنند همیشه از بقیه کمترند. و احتمال افسردگی در آن ها زیاد است.

 

برای افزایش اعتماد به نفس این افراد باید توانایی ها و قابلیت هایشان را به آن ها یاد آوری کرد تا خود را باور کنند. باید به آن ها کمک کرد تا استعداد خود را کشف و شکوفا کنند.

 

 

 

۳- اعتماد به نفس کاذب پایین

افرادی که در کودکی به شدت مورد بی توجهی و آزار و اذیت والدین و یا اطرافیان قرار می گیرند و طوری با آن ها رفتار می شود که احساس می کنند، پدر و مادری ندارند، کسی یاورشان نیست و فکر می کنند بود و نبودشان هیچ فرقی به حال دیگران ندارد، دچار اعتماد به نفس کاذب از نوع خیلی پایین می شوند.

 

این افراد معمولاً در تحصیل و کسب و کار موفق هستند اما بر خلاف افرادی که دچار اعتماد به نفس کاذب بالا هستند، خودشان را دست کم می گیرند، موفقیت های خود را کوچک می بینند و فکر می کنند کاری که آن ها انجام می دهند را همه می توانند انجام دهند.

در حالی که واقعاً این طور نیست و آن ها انسان های موفقی هستند.

 

انواع اعتماد به نفس

 

این افراد چون اعتماد به نفس خیلی پایینی دارند، انتخاب های ضعیف و نامناسبی هم خواهند داشت. مثلا وقتی به آن ها میوه تعارف کنید، بدترین میوه را بر خواهند داشت. چون خودشان را پایین تر از دیگران می بینند.

در حالی که افراد با اعتماد به نفس کاذب بالا، بهترین میوه را بر خواهند داشت. چون خودشان را بهتر از دیگران می دانند.

 

 

 

۴- اعتماد به نفس متعادل

کسانی که در کودکی به صورت معقول و معتدل مورد توجه و احترام والدین و اطرافیانشان بوده اند، اعتماد به نفس متعادل و عادی دارند.

 

مثلاً وقتی کودک نقاشی می کند و به پدر نشان می دهد، پدر از او تشکر می کند و به عنوان تشویق او را می بوسد، کودک می پرسد کس دیگری هم هست که به خوبی من نقاشی کند؟ پدر می گوید خیلی ها در دنیا نقاشی می کنند، نقاشی تو هم خوب است.

این کودک اعتماد به نفس طبیعی و متعادل خواهد داشت.

 

افرادی که اعتماد به نفس طبیعی دارند، توان خودشان را به دقت می دانند و مطابق با آن زندگی می کنند.

 

اگر از فردی که اعتماد به نفس طبیعی دارد، بخواهیم کاری را که در حد توان و علم او نیست انجام دهد، به دلیل اینکه او توان، علم و مهارت آن کار را ندارد، هر گز آن کار را انجام نمی دهد.

 

 

انواع اعتماد به نفس از نظر کارکردی

 

انواع اعتماد به نفس از نظر کارکردی شامل: اعتماد به نفس رفتاری، اعتماد به نفس معنوی و اعتماد به نفس عاطفی می باشد.

 

۱- اعتماد به نفس رفتاری

نوعی از اعتماد به نفس که در رفتار و اعمال ما بروز پیدا می کند، اعتماد به نفس رفتاری نام دارد. به عبارتی اعتماد به خود در عمل کردن و به نتیجه رساندن کارها اعتماد به نفس رفتاری نام دارد.

 

افرادی که در اعمال و رفتار خود، از ساده ترین کار ها مثل خرید از فروشگاه تا مشکل ترین کار ها مثل قبولی در آزمون دانشگاه ها یا راه اندازی یک کسب و کار با اعتماد به نفس عمل می کنند، یعنی به خود اعتماد و باور دارند، افرادی هستند که اعتماد به نفس رفتاری خوب و مناسبی دارند.

 

اکثر ما به دنبال همین نوع از اعتماد به نفس هستیم. ما دوست داریم به اهداف و آرزو های خود برسیم، به درستی برنامه ریزی کنیم، مسائل زندگی را به درستی حل و پشت سر بگذاریم، همه ی این موارد نیازمند اعتماد به نفس رفتاری هستند.

 

 

افرادی که اعتماد به نفس رفتاری پایینی دارند:

 

  • معمولاً اهمال کار هستند و کار های خود را به تاخیر می اندازند، تا جایی که انجام آن کار را فراموش می کنند.
  • در برنامه ریزی برای رسیدن به اهداف خود شکست می خورند. که یکی از علت های آن همان اهمال کاری است.
  • در تصمیم گیری های خود تردید دارند و قاطع نیستند.
  • در برقراری روابط با دیگران ضعیف هستند. باور ندارند که می توانند روابط خوب و محبت آمیز با دیگران داشته باشند.
  • سعی می کنند مشکلات و مسائل زندگیشان را نادیده بگیرند یا به عبارتی آن ها را دور بزنند.
  • چون خودشان را باور نداشته و به خود اعتماد ندارند، منتظر این هستند تا دیگران آن ها را تایید کنند. اما از دیگران تقاضای کمک هم نمی کنند.

 

 

۲- اعتماد به نفس عاطفی

نوعی از انواع اعتماد به نفس که در عواطف و احساسات ما بروز پیدا می کند. به عبارتی، اعتماد به توانایی خود در کنترل عواطف و احساساتمان، اعتماد به نفس عاطفی نام دارد.

 

 

 

افرادی که می توانند در شرایط مختلف احساسات خود را کنترل کنند و مطابق با شرایط موجود احساساتشان را بروز می دهند، اعتماد به نفس عاطفی خوبی دارند.

 

 

افرادی که اعتماد به نفس عاطفی پایینی دارند:

 

  • به توانایی خود در درک و تشخیص احساسات خود باور ندارند.
  • به توانایی خود در بروز دادن و استفاده ی مناسب از احساسات خود باور ندارند.
  • به توانایی خود در برقراری ارتباط مناسب و محبت آمیز با دیگران باور ندارند.
  • به اینکه احساسات و عواطف آن ها ارزشمند است و می توانند احساسات خود را به عنوان هدیه ای ارزشمند در اختیار دیگران بگذارند باور ندارند.
  • و به دلیل مواردی که در بالا گفته شد، معمولاً گوشه گیر و منزوی هستند.
  • اعتماد به نفس عاطفی با افزایش گوشه گیری و منزوی شدن، بیشتر کاهش می یابد.

 

 

 

۳- اعتماد به نفس معنوی

نوعی از اعتماد به نفس که در باور ما نسبت به خدا و جهان هستی بروز پیدا می کند. به عبارتی اعتماد به اینکه جهان هستی بیهوده آفریده نشده و هر چیزی هدفمند است و به طور کلی داشتن نگرش مثبت نسبت به زندگی، اعتماد به نفس معنوی نام دارد.

 

 

افرادی که اعتماد به نفس معنوی پایینی دارند:

 

  • باور ندارند که جهان هستی به سمت خیر و نیکی پیش می رود.
  • باور ندارند  که جهان هستی  هدفمند و منظم آفرده شده است.
  • به اینکه خودشان یکی از معجزات جهان هستی هستند باور ندارند.
  • به خداوند اعتماد کافی ندارند و می خواهند همه چیز را خودشان کنترل کنند.
  •  به دلیل عدم اعتمادشان به خداوند، احساس بی امنی می کنند و با همه چیز و همه کس با احتیاط رفتار می کنند.
  • از نظر روحی و معنوی احساس بی قراری می کنند.

 

 

 

بسیار خوب این مقاله هم به پایان رسید.

احتمالاً وقتی با این مطلب مواجه شدید تعجب کردید، چون فکر نمی کرید که اعتماد به نفس هم انواعی دارد.

 

من هم مثل شما وقتی برای اولین بار با موضوع انواع اعتماد به نفس مواجه شدم تعجب کردم، چون فکر می کردم اعتماد به نفس ما فقط مربوط به مسائلی مثل رانندگی کردن، صحبت کردن در جمع یا مواردی مثل اینها می شود، در حالی که این موارد فقط جزو اعتماد به نفس رفتاری محسوب می شوند. اما هر انسانی می تواند در هر سه زمینه ی رفتاری، عاطفی و معنوی به خود اعتماد داشته باشد و اعتماد به نفس خود را تقویت کند.

 

 

امیدوارم این مطلب برای شما مفید بوده باشد.

 

پایان

 


نویسنده: عباس عابدینی

برگرفته از: کتاب اعتماد به نفس دکتر محمد مجد و

کتاب دستیابی به آن و زندگی با آن نوشته ی باربارا دی آنجلس

 

 

 

 

 

اعتماد به نفس

در بسیاری از کتاب ها، مقالات و یا سایت های اینترنتی تعریف اعتماد به نفس با پیچیدگی و  ابهام بیان شده است.

آنچه که در این نوشته در مورد تعریف اعتماد به نفس می خوانید، حاصل درک شخصی من از مفهوم اعتماد به نفس است که سعی داشته ام این تعریف را به ساده ترین شکل ممکن بیان کنم.

 

افراد زیادی وجود دارند که دچار کمبود اعتماد به نفس می باشند و در عین حال افرادی هم وجود دارند که دچار اعتماد به نفس  بیش از حد بالا و یا بیش از حد پایین هستند.

 

اما به نظر من داشتن اعتدال در هر نوع ویژگی از قبیل اعتماد به نفس، ترس، اخلاق، شرم و حیا و تمام ویژگی های انسانی از اهمیت خاصی برخوردار است، به نحوی که در دین مقدس اسلام و سایر ادیان جهان به اعتدال گرایی در زندگی سفارش بسیاری شده است.

 

در این مقاله سعی دارم در مورد مفهوم اعتماد به نفس صحبت کنم و بهترین و ساده ترین تعریف آن را برای شما بیان کنم .


 

  • بهترین و ساده ترین تعریف اعتماد به نفس چیست؟

به عبارت “اعتماد به نفس” توجه کنید.

 

قطعاً شما هم متوجه شده اید که اعتماد به نفس در واقع همان “اعتماد به خود” است.

به عبارتی کسی که اعتماد به نفس دارد یعنی به خودش اعتماد داشته و همچنین خود را باور دارد.

 

بنابراین اعتماد به نفس یعنی اینکه من به خودم اعتماد دارم، خودم را باور می کنم، ، آنچه را که هستم دوست دارم و از آن راضی هستم.

و حرف مردم و شرایط محیطی نمی تواند این طرز تفکر مثبتی که من نسبت به خودم دارم را تغییر داده و یا تضعیف کند.

 

به عبارتی یعنی برای آن چیزی که هستم و شامل: خصوصیات اخلاقی و رفتاری، توانایی ها و مهارت ها، نقاط ضعف و نقاط قوت من می باشد ارزش و اعتبار قائلم، آن ها را می پذیرم و با وجود تمام این خصوصیات برای رسیدن به موفقیت تلاش می کنم.

و سعی می کنم نقاط ضعف خود را برطرف و نقاط قوت خود را تقویت کنم.

 

 

  • خودتان را بیشتر از قبل بشناسید

با توجه به تعریف اعتماد به نفس که در بالا گفته شد، متوجه شده اید که اعتماد به نفس وابستگی زیادی به شناخت فرد از خودش در شرایط مختلف دارد.

 

افرادی که از خود شناخت بهتری دارند، می توانند در زمینه های خاصی با اعتماد به نفس بالاتری ظاهر شوند.

البته اگر فردی را دیدید که در تمام زمینه ها ادعای توانمند بودن کرده و خود را در هر کاری که از او درخواست می کنید ماهر دانسته و به شما نه نمی گوید مطمئن باشید چنین فردی دچار اعتماد به نفس کاذب است.

 

 

  • از نقاط ضعف خود غافل نباشید

هیچ فردی نیست که در تمام زمینه ها، اعتماد به نفس بالایی داشته باشد و بگوید که می تواند هر کاری را انجام دهد.

همانطور که هیچ فردی نیست که در تمام زمینه ها بدون اعتماد به نفس باشد.

 

وقتی ما می گوییم شخصی، فرد با اعتماد به نفسی است، منظورمان این نیست که آن فرد در تمام زمینه ها دارای مهارت و توانایی است و در تمام این زمینه ها عملکرد خوبی دارد، بلکه می دانیم قطعاً این فرد در زمینه های مختلف ضعیف عمل خواهد کرد و نقاط ضعفی هم دارد.

 

اما این فرد سعی کرده نقاط ضعف و قوت خود را شناسایی کند.

نقاط ضعف خود را کاهش دهد، نقاط قوت خود را تقویت کند و در نهایت با شناخت خوبی که از خود کسب کرده در جامعه بهتر از دیگران ظاهر شود.

 

به عبارت دیگر چنین فردی بر روی خودش سرمایه گذاری کرده و اکنون از سود و فواید این سرمایه گذاری که بر روی شخصیت خود انجام داده است استفاده می کند.

 

  • توانایی های خود را بشناسید و آن ها را تقویت کنید.

    اعتماد به نفس

 

اگر شما فردی هستید که در زمینه های مختلف اعتماد به نفس پایینی دارید، احتمالاً شما در آن زمینه مهارت و توانایی پایینی دارید و بنابراین اولین کاری که باید بکنید، تقویت آن مهارت یا توانایی است.

 

یادتان باشد شما قرار نیست در تمام زمینه ها با مهارت و توانایی بالا ظاهر شوید، بلکه ابتدا شما باید مهارت ها و زمینه هایی که به آن ها علاقه دارید و یا فکر می کنید در آن ها استعداد دارید را شناسایی و شروع به تقویت مهارت های خود در آن زمینه کنید.

 

یکی از علل کمبود اعتماد به نفس در زمینه های مختلف، نداشتن مهارت کافی در آن زمینه است.

این اعتماد به نفس پایین را می توان با تقویت آن مهارت، بالا برده و تقویت کرد.

کاری که آقای بروسلی آن را به خوبی انجام داده است.

همانطور که در ویدیو زیر مشاهده می کنید، تسلط بالای او در انجام حرکات رزمی باعث شده تا او با اعتماد به نفس بالا در مسابقات ورزشی حاضر شود.

 

 

  • شخصیت شما مهم است

البته باید این نکته را هم بگویم که شخصیتی که شما در حال حاضر دارید و مهارت ها و توانایی هایی که تا کنون توانسته اید کسب کنید به شرایطی که در گذشته داشتید، محیطی که در آن بزرگ شدید و همچنین خانواده ی شما مربوط می شود.

 

به عنوان مثال اگر فردی در خانواده ای بزرگ شده است که پدر یا مادر خانواده همیشه آن فرد را از رانندگی کردن با خودرو ترسانده اند و هرگز اجازه ی رانندگی را به فرزند خود نداده اند.

و یا فرزندی که خانواده اش او را همیشه نسبت به تحصیل بدبین کرده اند و علاقه ی فرزندشان را نسبت به تحصیل سرکوب کرده اند و فقط به او گفته اند که:

“اگه درس بخونی به هیچ جا نمیرسی، فقط باید کار کنی، از درس و مدرسه هیچی نصیبت نمیشه”

 

و صد ها حرف دیگر که قطعاً این فرزند را در آینده نسبت به مسئله ای همچون تحصیل یا رانندگی با مشکل مواجه خواهد کرد و چنین فردی مطمئناً اعتماد به نفس کافی را در آن زمینه نخواهد داشت.

 

خلاصه ی کلام

افرادی که اعتماد به نفس دارند نسبت به خود و ویژ گی ها ی خود و به طور کلی نسبت به آنچه که هستند رضایت دارند.

این افراد شناخت خوبی نسبت به خود دارند و نقاط ضعف و قوت خود را شناخته و بر روی آن ها کار می کنند.

خودشان را همانطور که هستند، زشت یا زیبا، چاق یا لاغر، کوتاه یا بلند دوست دارند.

می دانند که داشتن اعتماد به نفس می تواند کمک زیادی به آن ها برای رسیدن به موفقیت باشد، بنابراین سعی می کنند این ویژگی را در خود تقویت کنند.

 

اگر می خواهید اعتماد به نفس داشته باشید، سعی کنید خودتان باشید نه آن چیزی که دیگران می خواهند.

اگر خود واقعیتان باشید، اعتماد به نفس فقط یکی از ده ها ویژگی مثبتی است که کسب خواهید کرد.

در آینده  ویدیو ای کامل در مورد اعتماد به نفس در این صفحه منتشر خواهد شد و به سوالات شما دوستان در زمینه ی اعتماد به نفس پاسخ داده خواهد شد.

 

 

پایان


نویسنده: عباس عابدینی

منبع: فراانگیزش

 

مقابله با ترس

در این نوشته ۱۰ راهکار کاملاً موثر برای  مقابله با ترس بیان شده است. جدا از اینکه چه چیزی باعث ترس شما می شود می توانید از این ۱۰ راهکار برای مقابله با ترس های خود استفاده کنید.

این راهکار ها برای افرادی هستند که هر روز با ترس های خود رو به رو می شوند و آن ها را هر روز تجربه می کنند.

 

 


 

۱۰ راهکار مقابله با ترس های همیشگی

 

۱- بیرون بروید.

وقتی ترس شما را درگیر خود می کند ، توانایی فکر کردن به صورت واضح را از دست می دهید. بنابراین اولین کاری که باید بکنید، این است که از خانه یا محل کار خود خارج شوید تا حداقل از نظر جسمی کمی آرام شوید.

برای این کار به مدت ۱۵ دقیقه حواس خود را از موضوعی که در مورد آن نگران هستید منحرف کنید. این کار را با قدم زدن در یک فضای سبز، خوردن یک لیوان چای و یا نفس کشیدن های عمیق انجام دهید.

 

 

۲- لحظه ای که می ترسید نفس عمیق بکشید.

اگر قلب شما سریع تر می تپد یا کف دستان شما شروع به عرق کردن می کند، بهترین کار فروکش کردن ترستان در همان لحظه نیست.

 

در جایی که هستید بایستید و بدون اینکه بخواهید حواس خود را پرت کرده و ترستان را انکار کنید به آسانی ترس را احساس کنید.

کف دست را بر روی شکم خود قراد دهید و نفس های آرام و عمیق بکشید.

 

 

۳- با ترس های خود رو به رو شوید.

جلوگیری از بروز حس ترس فقط آن را ترسناک تر می کند. ترس شما هر چه که باشد، وقتی که  با آن رو به رو می شوید، شروع به محو شدن می کند. به عنوان مثال اگر روزی از سوار شدن در آسانسور می ترسید، بهترین کار این است که روز بعد دوباره سوار آن آسانسور شوید.

 

 

۴- بدترن حالت را تصور کنید.

بدترین چیزی را که ممکن است اتفاق بیفتد تصور کنید. شاید این اتفاق حمله  قلبی یا احساس وحشت باشد. سپس فکر کنید دچار حمله ی قلبی شده اید. قطعاً غیر ممکن است این اتفاق بیفتد. بنابراین هر چقدر بیشتر ترستان را تعقیب کنید، بیشتر از شما فراری خواهد شد.

 

 

۵- به شواهد نگاه کنید.

گاهی اوقات به چالش کشیدن افکارتان در هنگام ترس می تواند به شما کمک کند.

به عنوان مثل وقتی در آسانسور گیر افتادید و ترسیدید، از خودتان بپرسید:

 آیا تا الان شنیده ای چنین اتفاقی برای کسی بیفتد. از خودتان بپرسید چه چیزی  به دوستی که چنین تجربه ای داشته  است خواهید گفت.

 

 

۶- سعی نکنید عالی باشید.

زندگی پر از استرس و تنش است. اما بسیاری از ما احساس می کنیم که زندگی ما باید کامل باشد. روز های بد و ناکامی همیشه اتفاق می افتد. گاهی عقب تر از دیگران و گاهی جلوتر از دیگران خواهید بود. زندگی پر از فراز و نشیب است.

 

 

مطلب مرتبط: نباید از شکست خوردن بترسید!

 

 

۷- مکان یا لحظه ی شادی را تجسم کنید.

کمی وقت بگذارید، چشمان خود را ببندید و برای چند دقیقه یک مکان آرام و راحت را تجسم کنید. مثل قدم زدن در ساحل دریا، خوشگذارنی در کنار دوستان، یا یک خاطره ی شاد از دوران کودکی.

اجازه دهید احساس مثبت تمام وجود شما را فرا بگیرد، تا اینکه احساس آرامش بیشتری کنید.

 

 

۸- در مورد آن صحبت کنید.

وقتی در مورد ترس هایتان با دیگران صحبت کنید و تجربیات خود را با آن ها در میان بگذارید از قدرت ترس های شما به مقدار زیادی کاسته می شود.

اگر نمی توانید با یک همکلاسی، دوست یا اعضای خانواده تان درمورد ترس خود صحبت کنید، می توانید از مشاوره های تلفنی، اینترنتی و یا حضوری استفاده کنید.

تعداد زیادی مراکز رایگان مشاوره ی تلفنی وجود دارند.

و در موارد ضروری تر می توانید به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید.

 

 

۹- فعالیت های ساده را فراموش نکنید.

بعضی از افراد برای درمان ترس و اظطراب خود به مواد مخدر و مشروبات الکلی رو ی می آورند. اما این موارد مشکل آن ها را بسیار بدتر و شدیدتر خواهد کرد.

بسیاری از فعالیت های روزانه مثل خواب خوب شبانه، غذای خوب و یا پیاده روی اغلب بهترین درمان برای ترس و اظطراب هستند.

 

 

۱۰- برای مقابله با ترس به خودتان پاداش دهید.

در نهایت خودتان را درمان کنید و برای هر درمان یا درمان هایی که موفقیت آمیز بودند برای خود پاداش در نظر بگیرید و به خود هدیه دهید.

به عنوان مثال مسافرت کنید، کتاب بخرید، سینما بروید و هر چیز دیگری که شما را خوشحال کند.

 


اما از راه هایی که می توان گفت یکی قوی ترین راه های مقابله با ترس است، ذکر و یاد خداوندی است که ما را آفریده و بر تمام جنبه های وجودی ما آگاه است و همیشه در هر زمان و مکانی نظاره گر ما است.

بنابراین هیچوقت از یاد خدا قافل نشوید، چرا که یاد خدا آرام بخش قلب ها است. ( الا به ذکرالله تطمئن القلوب)

 

 

پایان

منبع: nhs.uk


مقالات مرتبط:

اعتماد به نفس چیست؟

چگونه متخصص شویم

چگونه متخصص شویم و با تخصص خود به موفقیت برسیم ؟

تا الان دست به چه کارهایی زدید تا در کار، علایق و مهارت خود متخصص شوید. چه مهارت هایی را آموختید؟ با چه افرادی مشارکت داشتید؟ و یا مسئولیت چه کارهایی را بر عهده گرفتید؟ در کسب و کار های واقعی، فقط برای اجرای عالی، پاداش عالی می پردازند. برا اجرای متوسط پاداش متوسط. و شکست و ناکامی برای نتایج زیرسطح موفقیت.

 

چه کارهای انجام دادید تا پاداش عالی دریافت کنید و درکار خودتان متخصص شوید؟


یکی از ویژگی های افراد موفق این است که در یک نقطه ی خاصی از حرفه ی خود تصمیم گرفتند عالی عمل کنند. آن ها تصمیم گرفتند تا در کاری که انجام میدهند بهترین باشند. تصمیم گرفتند هر بهایی را بپردازند، فداکاری کنند و هر اندازه ای که زمان مورد نیاز است سرمایه گذاری کنند. تا بتوانند در حرفه ی خود یک متخصص شوند.

در نتیجه با این تصمیم از خیلی از افراد متوسط جدا شدند تا در سطح بالا ی طبقه درآمد قرار بگیرند. طوری که امروز چندین برابر همکاران خودشان که این مسئولیت را نپذیرفتند درآمد دارند.

 

قطعاً برای بسیاری از ما اتفاق افتاده که وقتی یک مهارت خاصی را یاد گرفتیم و متوجه شدیم که در آن مهارت یا فن استعداد داریم و به آن علاقه مند هستیم، قدم بعدی این بوده که از خود پرسیدیم چگونه متخصص شویم و مهارت و استعداد خود را شکوفا کنیم؟

 

شما با هر گذشته ای که داشتید می توانید یک کار خوب را شروع کنید. هر کسی که امروز کارش را خوب انجام میدهد یک روزی در کار خود ضعیف بوده. و قطعاً از همان اول در کارش متخصص نبوده. و این را هم بدانید، طبق منطق هر آنچه دیگران انجام دادند شما هم می تونید انجام بدهید. و این در مورد همه صحت دارد.

 

هیچ کس بهتر از شما نیست و هیچ کس باهوش تر از شما نیست. افراد در زمینه های مختلف نسبت به هم برتری دارند. به علاوه همه ی مهارت ها قابل یادگیری هستند. کسانی که در تجارت یا هر کار دیگر بهتر عمل می کنند، مهارت های اساسی را قبل از شما یاد گرفتند.

 

 

اگر چیزی را دیگران به دست می آورند اما شما به دست نمی آورید، فقط به این خاطر است که شما هنوز آن مهارت ها را یاد نگرفتید. در مورد هر چیزی که شما می توانید به دست بیاورید هیچ محدودیتی وجود ندارد. مگر محدودیت هایی که خود شما در ذهن و تخیل خودتان قرار دادید. اما این به این معنا نیست که دستیابی به چیزایی که می خواهید ساده باشد. نه به هیچ وجه این طور نیست. به دست آوردن هر چیز با ارزشی نیاز به مدت زمان طولانی و کار زیاد دارد. در صورتی که سخت خواهان آن باشید و سخت کار کنید.

 

 

لس براون یکی از سخنرانان معروف می گوید:

برای به دست آوردن چیزی که قبلا هرگز نبوده اید باید تبدیل به کسی شوید که هرگز نبوده اید.

گوته فیلسوف آلمانی می گوید:

بر ای بیشتر داشتن باید اول خودتان بیشتر باشید.

 

بنابراین چگونه متخصص شویم ؟

اگه تصمیم گرفتید در کار خود متخصص شوید و به یکی از بهترین ها تبدیل شوید، فقط باید یک سوال از خودتون بپرسید:

چطور به آن تخصص دست پیدا کنم؟

خیلی از افراد در سرتاسر دنیا مهارت ها و استعداد هایی که شما الان دارید را نداشتند اما به موفقیت های عالی رسیدند.

 

 

آیا تحصیل برای موفقیت ضروری است؟

بیشتر مردم فکر می کنند اگه در مدرسه نمره خوب نیاورند، در مراحل بعدی زندگی در رسیدن به اهداف خود دائماً شکست می خورند. اما این موضوع اصلاً واقعیت ندارد. خیلی از موفق ترین و ثروتمند ترین افراد حال حاضر جهان در مدرسه شاگرد تنبلی بودند. شما با برداشتن یک قدم، با یادگیری یک مهارت و با یک پیشرفت کوچک در طول زمان به اوج موفقیت می رسید.

 

 

همواره در حال یادگیری باشید.

یک واقعیتی وجود دارد و آن این است که سطح کنونی دانش و مهارت شما با سرعتی بیشتر از قبل فرسوده و قدیمی میشود. اما اگه شروع به افزایش دانش و مهارت خودتان در هر سطحی بکنید، می توانید یکی از بهترین افراد در زمینه ی کاری خود باشید. در واقع وقتی از خودمان می پرسیم چگونه متخصص شویم ؟ اولین کاری که باید بکنیم این است که شروع به افزایش اطلاعات خود در زمینه ای بکنیم که به آن علاقه داریم و می خواهیم در آن متخصص واقعی شویم.

 

مقاله ی مرتبط: اهمیت یادگیری مداوم در طول زندگی

 

شما سفر خود را برای رسیدن به موفقیت با این سوال آغاز می کنید:
چه دانش، مهارت و اطلاعاتی مورد نیازه تا در زمینه ی کاری خودم در ماه ها و سال های آینده پیشرفت کنم؟
خود را در سه تا پنج سال آینده قرار دهید و تصور کنید که یکی از بهترین ها هستید و بالاترین حقوق ها را در کارتان دریافت می کنید.

 

برای اینکه  این اتفاق بیفتد چه کارهای باید انجام بدید؟
با چه افرادی باید ملاقات کنید؟
در چه کلاس هایی باید شرکت کنید؟

 

و یک سوال مهم دیگر:

کدام مهارت است که اگر پرورش پیدا کند و عالی شود بیشترین تاثیر را در حرفه ی شما دارد؟
این سوال نقطه ی کانونی شما برای رشد حرفه ای و شخصی است. بهتر است که دنبال جواب این سوال باشید.

 

 

بهترین روش پیشرفت برای شما این است که در جهت استعداد ها و علایق خودتان حرکت کنید. طبیعت خود را پرورش دهید.

این یک نصیحت خیلی مهم است که باید در سراسر زندگی آن را دنبال کنید.

 

 

و در آخر

قرار نیست رسیدن به خواسته ها آسون باشه، اگه آسون بود همه انجامش می دادند.

زمان محدوده، زمانت رو با کارهای بیهوده هدر نده.

امید داشته باش که تو هم یک روزی می تونی به آدم بزرگ و مهمی تبدیل بشی.

تنها راه برای انجام یک کار بزرگ اینه که کارتو دوست داشته باشی و با تمام وجود براش مایه بزاری .


نویسنده: عباس عابدینی

منبع: فراانگیزش

(چگونه متخصص شویم ؟)