مطالب مربوط به هدف، هدف گذاری و انواع جدید مدل های هدف.

هدف گذاری smart

روش هدف گذاری SMART در واقع شامل چندین معیار یا به عبارت ساده تر چندین خط کش برای ارزیابی و ارزش گذاری اهداف شما می باشد. شما می توانید هدف یا اهداف خود را با توجه به این معیار ها انتخاب کنید و یا اگر اهداف خود انتخاب کرده اید آن ها را با معیار های موجود در روش هدف گذاری smart تطبیق دهید.

طبق مطالعات ما با گسترش روز افزون شرکت ها، سازمان ها و کارخانجات در اروپا، یکی از دغدغه های اصلی مدیران مراکز بزرگ تجاری، افزایش عملکرد کارکنان و به طور کلی افزایش بهره وری شرکت بود.

بنابراین تعدادی از محققین به سمت حل این چالش و مسئله که اکثر مدیران و صاحبان کسب و کار با آن مواجه بودند، حرکت کردند.

نتایج تحقیقات آنان همین مدل هدف گذاری smart  می باشد که در واقع معیارهایی برای رسیدن فرد، سازمان یا گروه به اهدفشان را مشخص می کند.

هدف گذاری  به روش SMART ( اسمارت )  یکی از بهترین و شناخته شده ترین روش ها در هدف گذاری است که با استقبال زیاد و موفقیت فراوان رو به رو بوده است.

بزرگ ترین مزیت استفاده از مدل هدف گذاری SMART این است که شما در نهایت می توانید هدف های خود را بیشتر و بهتر درک کنید، بسنجید و همچنین متوجه شوید که هدف های شما چه زمانی کامل می شوند.


چگونه از مدل یا روش هدف گذاری smart استفاده کنیم؟

روش اسمارت بهترین راهکار هدف گذاری را بیان می کند. اگر شما فرایند هدف گذاری خود را انجام داده اید، لازم نیست همین الان همه چیز را به هم بریزید. شما فقط کافی است، اهداف خود را با ویژگی های این روش تطبیق دهید.

و با استفاده از این ویژگی یا معیار ها نقاط ضعف و قوت خود را در رسیدن به اهدافتان مشخص کنید. در واقع کلمه ی اسمارت از حروفی تشکیل شده که هر کدام بیان کننده ی یک ویژگی یا معیار در هدف گذاری است.

حرف S  مخفف Specific به معنای مشخص:

یک هدف مشخص برای خود انتخاب کنید و یا یک معیاری برای مشخص شدن هدف خود قرار دهید.

مثال: هدف مشخص شما: استخدام در دیجی کالا به عنوان بازار یاب

یا

معیار سنجش هدف شما: بهترین بازاریاب ایران شدن می باشد.( شما احتمالاً برای تبدیل شدن به بهترین بازاریاب ایران باید در دیجی کالا استخدام شوید. پس هدف مشخص شما همان استخدام شدن در یجی کالا می باشد).

 M مخفف Measurable به معنای قابل اندازه گیری:

شما باید پیشرفت خود را در رسیدن به هدفتان اندازه بگیرید و یا یک خطکش برای تعیین پیشرفتتان انتخاب کنید.

مثلاً اگر هدف شما استخدام در دیجی کالا به عنوان بازاریاب است در مسیر رسیدن به هدفتان باید مشخص کنید که چقدر پیشرفت کردید.

مثلاً من در این ۳ ماه که از انتخاب هدفم گذشته، ۳ کتاب در مورد بازاریابی مطالعه کرده ام و با مصاحبه های استخدامی در شرکت های بزرگ آشنا شده ام.

و یا یک معیار برای اندازه گیری پیشرفت خود انتخاب کنید.

مثلا شرایطی که دیجی کالا برای استخدام یک بازار یاب تعین کرده می تواند معیاری جهت پیشرف شما در رسیدن به هدفتان باشد.

به معنای قابل دستیابی :چقدر احتمال دارد به هدف خود دست پیدا کنید، اگر بالای ۸۰% احتمال می دهید که موفق می شوید به مسیر ادامه دهید.

R  مخفف Realistic به معنای واقع گرایانه :

با شرایط، امکانات ومنابعی که دارید ،چه نتیجه ای را می توان به طور واقع گرایانه ای انتظار داشت؟

T مخفف Time-Based به معنای زمان بندی شده :

مشخص کنید که چه زمانی به اهداف خود خواهید رسید (تاریخ رسیدن به هدف را مشخص کنید.)

نکته: معیار T و M در این روش با هم دارای هم پوشان هستند :مثلا اگر هدفی را انتخاب کنید که احتمال رسیدن به آن ۳۰% باشد پس نتیجه ی واقعی هم همان خواهد شود یا بلعکس.

اگرچنین وضعیتی دارید توصیه می کنم به دنبال یک نقطه ی قوت بزرگ در خود باشید که بتواند احتمال موفقیت شما را تا حد زیادی بالا ببرد. مثلا هوش زیاد شما یا اعتماد به نفس شما و…

جمع بندی:

  • مدل هدف گذاری SMART  قاعده و قانون عجیب و غریبی ندارد. فقط سعی کنید. هنگام هدف گذاری و نوشتن اهدافتان اصول آن را رعایت کنید و یا اگر هدف گذاری کرده اید آن را با مدل هدفگذاری smart  تطبیق دهید.
  • این مدل تضمین نمی کند که شما به اهدافتان می رسید یا نمی رسید. اما این مدل یکی از بهترین روش های هدف گذاری می باشد. شما می توانید از این روش برای هدف گذاری استفاده کنید.
  • در نوشته های بعدی در مورد هدف گذاری SMART و سایر روش های هدف گذاری بیشتر توضیح خواهم داد.

پایان


نویسنده: عباس عابدینی

مقاله ی مرتبط:  تعریف هدف گذاری چیست؟

 

هدف گذاری چیست

تعریف هدف گذاری چیست ؟هدفگذاری فرآیندی است که طرح ریزی و پیاده سازی پیشرفت یک شخص یا گروه از طریق آن انجام می شود. این فرآیند به خصوص باعث ایجاده انگیزه شده و فرد یا گروه را تا رسیدن به هدف یا مقصد مورد نظر راهنمایی می کند.

 

هدف گذاری یکی از مهمترین و اصلی ترین موضوعات مطرح شده در کتاب ها و مباحث مربوط به حوضه ی موفقیت، مدیریت و توسعه ی فردی می باشد.


مبحث هدفگذاری از کجا شکل گرفت؟

پاسخ به این سوال که هدف گذاری چیست و چرا در زندگی اهمیت دارد، برای اولین بار توسط شخصی به نام “سسیل مک” مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفت، اما این تحقیقات کافی نبود.

 

بعد از آقای مک محققی به نام “ادوین ای لاک” در دهه ی ۱۹۶۰ موضوع هدف گذاری و چرایی آن را مورد تحقیق و همچنین مورد آزمایش قرار داد.

 

این تحقیقات حدود ۳۰ سال به طول انجامید و فرآیند هدف گذاری مورد آزمایش قرار گرفت.

سرانجام آقای ادوین لاک نظریه ی هدف گذاری خود را با عنوان انگیزه ی هدف ارائه داد.

 

آقای لاک در نظریه ی خود که توانست به سوالاتی همچون: هدف گذاری چیست؟ چه اهمیتی دارد و چرا باید هدف گذاری کرد؟ جواب درستی بدهد و نشان داد که رابطه ی مثبت و مستقیمی بین هدف و میزان عملکرد و کارایی افراد وجود دارد.

 

در واقع لاک به این نتیجه رسید که هدف، باعث بروز عمل و اقدام در یک شخص می شود.

تحقیقات لاک به طور کلی به  نتایج زیر منجر شد:

 

اهداف واضح و مشخصی که دستیابی به آن ها سخت و مشکل است، نسبت به اهدافی که این ویژگی را ندارند، کارایی و عملکرد را بسیار بیشتر افزایش می دهند.

 

یک هدف چگونه واضح و مشخص خواهد شد؟

 

 به دو شکل:

  • ارزش گذاری یا مقدار دهی: که باعث می شود یک هدف قابل سنجش و یا قابل اندازه گیری شود.

مثلاً: رسیدن به درآمد ۵ میلیون تومان در ماه به جای اینکه فقط بگویید می خواهم میلیونر شوم .

 

  • تعریف کردن: تعریف و تشریح کردن وظایف، مراحل و یا قدم هایی که شما را به هدفتان می رساند. توجه داشته باشید منظور تعریف خود هدف نیست، بلکه تعریف قدم های رسیدن به هدف است.
  •  

مطلب مرتبط: تعریف هدف چیست؟ کامل ترین تعریف هدف


 

فرآیند هدف گذاری چه اهمیتی دارد و چه تاثیری در فعالیت های ما خواهد داشت؟

هدف گذاری سبب ۴ تغییر یا تاثیر مثبت در زندگی و شخصیت شما خواهد شد:

 

۱- انتخاب و تصمیم گیری: وقتی شما درک کردید که هدف گذاری چیست و فرآیند هدفگذاری را انجام دادید، اهداف شما باعث خواهند شد تا توجه شما فقط بر روی موضوعاتی محدود و متمرکز شود که مربوط به اهدافتان است. و فعالیت های غیر مرتبط با اهدافتان بی اهمیت جلوه خواهند کرد.

 

در نتیجه قدرت انتخاب و تصمیم گیری در شما به علت افزایش تمرکز و توجه شما بر روی اهدافتان، افزایش پیدا می کند.

۲- تلاش و عمل: هدف میزان کار و تلاش شما را بسیار افزایش می دهد.

 

به عنوان مثال اگرشما تا به امروز ماهانه ۲ میلیون تومان در آمد داشته اید و حالا هدفتان این می شود که درآمدتان ماهانه ۵ میلیون تومان باشد، باید تلاش بیشتری بکنید چرا که رسیدن به این هدف نیازمند کار و زحمت بیشتری است.

 

۳- تحمل: هدف گذاری و تعیین هدف باعث افزایش تحمل شما در هنگام مواجه با مشکلات و موانع موجود در راه رسیدن به زندگی ایده آلتان می شود.

 

۴- پیشرفت: داشتن هدف باعث می شود تا رفتار و اعمال شما تحت تاثیر آن هدف قرار بگیرد. مثلا میزان مطالعه و یاد گیری شما را افزایش می دهد. دانش شما را نسبت به هدف مورد نظرتان و به طور کلی نسبت به جهان اطرافتان افزایش می دهد و این می تواند سبب پیشرفت شما شود.

 

برخی از شرکت ها و سازمان ها بر  اساس نظریه ی هدف گذاری لاک، تحقیقاتی را بر روی کارمندان سازمان خود انجام دادن تا تاثیر هدف گذاری را بر میزان عملکرد کارکنان و در نهایت کل سازمان بسنجند. و از فرایند هدفگذاری برای رشد سازمان خود استفاده کنند.

 

این تحقیقات در نهایت ۳ عامل اصلی را که موفقیت در هدف گذاری را تعیین می کنند، مشخص کردند:

 

۱- خروجی و نتیجه: نتیجه ای که در پایان کار و رسیدن به هدف می گیرید، چقدر برایتان اهمیت دارد؟

اهمیت این نتیجه تاثیر زیادی در موفقیت فرایند هدفگذاری شما دارد.

 

۲-خودکار آمدی: چقدر به خود و توانایی های خود برای رسیدن به اهدافتان باور دارید؟ آیا به خود باور دارید که می توانید از مسیر پر پیچ و خم رسیدن به اهدافتان عبور کنید.

 

۳- تعهد به خود: چقدر حاضرید پای قولی که برای رسیدن به هدفتان داده اید باقی بمانید. افرادی که به خود قول می دهند و متعهد می شوند که به اهدافشان برسند، عملکرد بهتری از خود نشان می دهند.

 

البته تعهدی که به اطرافیان خود مثل خانواده برای رسیدن به هدفتان می دهید نیز تاثیر مهمی در موفقیت شما در رسیدن به هدفتان دارد.

 

حالا که با تعریف هدف گذاری آشنا شدید و به پاسخ این سوال که هدف گذاری چیست رسیدید و اهمیت آن را درک کردید آیا هنوز تصمیمی برای انجام هدف گذاری در زندگیتان نگرفته اید؟

 

آیا هنوز هم باید بیشتر بدانید تا عمل کنید؟ دیگر چقدر؟

الان وقت عمل است!

عمل به دانسته ها

عمل به آنچه که درست است.

 

دست از فکر کردن بردارید، از همین الان شروع کنید، برای خود یک هدف تعیین کنید و نتیجه را ببینید.

 

پایان


نویسنده: عباس عابدینی

(هدف گذاری چیست )

تعریف هدف

کامل ترین تعریف هدف:

هدف در لغت به معنای نشانه، غرض و مقصد می باشد. و در تعریف کامل آن می توان گفت که هدف، وضعیتی است که می خواهیم در آینده داشته باشیم و این خواستن حتما با عمل همراه است.

 


 

توضیح کامل این تعریف:

 

منظور از کلمه ی وضعیت در تعریف هدف چیست؟

وقتی می گوییم هدف وضعیتی است که می خواهیم در آینده داشته باشیم، منظور از این وضعیت شرایط مادی، معنوی، جسمی، تحصیلی و شغلی، اجتماعی و… در آینده می باشد.

 

در واقع این وضعیت فقط به تنهایی یک هدف نیست، بلکه مجموعه ای از چندین هدف مهم، وضعیت مورد دلخواه شما را در آینده تشکیل می دهد.

 

یعنی وقتی کسی از شما می پرسد: هدف تو در زندگی چیست؟

شما باید وضعیتی را که قرار است در آینده آن را داشته باشید برایش توضیح دهید، نه صرفا یک هدف شغلی یا مادی.

 

اما اگر از شما پرسیده شود که:  هدف شغلی تو چیست یا می خواهی چه کاره شوی؟

در این صورت می توانید هدف شغلی خود را به او بگویید. مثلاً بگویید می خواهم پزشک یا فوتبالیست شوم.

 

البته برخی از اهداف مکمل یکدیگر هستند. مثلا کسی که شغلش پزشکی است احتمالاً هدف تحصیلی او نیز همین بوده است.

 

نکته اول: ما در تعریف هدف از کلمه ی وضعیت استفاده می کنیم و همانطور که گفتیم این وضعیت، خود، چندین هدف را شامل می شود، بنابراین اگر از کسی بخواهیم وضعیت خود را در آینده توصیف کند که مثلاً: تو خودت را در آینده در چه وضعیتی می بینی؟ این شخص چه پاسخی به این سوال خواهد داد؟

 

آیا این فرد نباید تصویر واضحی از وضعیت خود در آینده داشته باشد تا بتواند، آن را برای شما شرح دهد؟

 

آیا بدون داشتن یک تصویر ذهنی واضح از آینده ی خودتان می توانید آن را برای دیگران توصیف کنید؟

 

شغل شما، ثروت شما، تحصیل شما و سایر اهداف شما بدون داشتن یک تصویر ذهنی واضح به چه شکلی خواهند بود؟

 

اینجاست که به اهمیت تصویرسازی ذهنی در رسیدن به هدف پی می بریم. موضوعی که اکثر نویسندگان حوضه ی موفقیت و هدفگذاری به شکل جدی روی آن تاکید دارند.

 

در واقع اگر شما تصویر واضحی از هرکدام از اهدف خود نداشته باشید، وضعیت شما نیز در آینده نامعلوم و شاید هم نامطلوب باشد.

 

بنابراین شما باید برای رسیدن به وضعیت مطلوب خود در آینده تصاویر واضحی از هرکدام از اهداف خود که تشکیل دهنده ی همان وضعیت شما در آینده هستند داشته باشید.

 

 

نکته ی دوم: در تعریف هدف به کلمه ی می خواهم از فعل خواستن توجه کنید.

در این تعریف گفتیم وضعیتی که می خواهیم در آینده داشته باشیم، این یعنی اگر شما فقط چندین خواسته، علاقه یا هر چیزی که می خواهید اسمش را بگذارید را در ذهنتان دارید، اما تمایل و قصدی برای رسیدن به آن ها ندارید، این موارد دیگر هدف نیستند.

 

هدف چیزی است  که شما قصد می کنید به آن برسید و این رسیدن حتما با عمل همراه است.

بنابراین هر آنچه که در ذهن شماست، قرار نیست هدف شما باشد.

 

نکته ی سوم: وقتی اهدف واقعی خود را مشخص کردید و به معنای واقعی قصد کردید به آن ها برسید، حال این جزئیات هستند که برای شما اهمیت پیدا می کنند.

 

جزئیاتی مثل، زمان، مکان، اندازه، حجم، محیط و…

 

یک مثال می زنم:

 

وقتی هدف شما این است که مثلا در کنکور شرکت کنید و رشته ی مهندسی مکانیک، وارد دانشگاه اصفهان شوید، این جاست که شما باید وارد عمل شوید و برای کنکور مطالعه کنید.

 

بنابراین از این به بعد، زمان مطالعه، مکان مطالعه، محیط مطالعه، سرعت مطالعه، حجم مطالعه و… برای شما اهمیت پیدا می کند.

 

مواردی که تا قبل از مشخص شدن هدفتان حتی به آن ها توجه هم نمی کردید.

اما حالا نقش اساسی را در رسیدن به هدفتان ایفا می کنند.

 

نکته ی چهارم: طبق طریف هدف، گفتیم که می خواهیم به وضعیت مورد نظر خود در آینده برسیم، این وضعیت شامل چندین هدف بود که وضعیت ما را در آینده تشکیل می دادند.

اما ما باید حداقل چند هدف را برای رسیدن به این وضعیت تعیین کنیم؟

پاسخ: حداقل ۵ هدف.

 

 

نکته ی پنجم: الویت را رعایت کنید. از میان تمام اهدفی که دارید ۵ هدف را بر اساس اهمیت و الویت آن ها انتخاب کنید. ۵ هدفی که بهترین وضعیت شما را در آینده به تصویر بکشند.

 

نکته ی ششم: برای رسیدن به وضعیت مورد نظر خود بین ۵ تا ۱۰ سال زمان در نظر بگیرید.

 

شما قرار است به یک وضعیت برسید، نه فقط یک هدف. حداقل ۵ سال زمان در نظر بگیرید. در کمتر از ۵ سال نمی توانید به وضعیت قابل توجهی برسید مگر اینکه قصد رسیدن به یک یا دو هدف کوچک را داشته باشید.

 

به این جمله ی آقای لیونل مسی، ستاره ی فوتبال جهان توجه کنید:

 

۱۷ سال و ۱۱۴ روز طول کشید تا یک شبه به موفقیت رسیدم.

 

آقای لیونل مسی در واقع می خواهد بگوید، مردم فکر می کنند من یک شبه به جایی که الان هستم رسیدم، اما در واقع بیش ۱۷ سال طول کشید.

 

 

هشدار:

طبق تعریف هدف، شما باید خودتان بخواهید تا به وضعیت مطلوبتان در آینده برسید. اگر خودتان حرکتی نکنید، این محیط و اطرافیان شما خواهند بود که شما را به وضعیتی می رسانند که شاید برای شما لذت بخش نباشد و من می گویم اگر سرنوشت خود را به روزگار بسپارید به جایی می رسید که نه تنها لذت نخواهید برد بلکه رنج هم خواهید کشید و همیشه افسوس گذشته ها را خواهید خورد.

 

جمله ی زیبای هست که می گوید:

 

بهترین راه پیش بینی آینده، ساختن آن است.

 

ای هموطن آینده ی خودت و کشورت را به دست روزگار و تقدیر مسپار.

ای هموطن، خودت با همت خودت آینده ات را بساز.

 

 

امیدوارم از این مطلب استفاده کرده باشید. تعریفی که در این مطلب از هدف گفته شد، متفاوت ترین و همچنین کامل ترین تعریف هدف می باشد. این مطلب در آینده کامل تر خواهد شد.

 

پایان


نویسنده: عباس عابدینی

منبع: فراانگیزش

مطلب مرتبط: تعریف هدف گذاری چیست؟

مطلب مرتبط: بهترین و ساده ترین تعریف اعتماد به نفس چیست؟

رسیدن به هدف

من در سال های گذشته ۳ بار پشت سرهم، در رسیدن به هدف خود شکست خوردم.

اما چرا می خواهم در سال جدید دوباره برای رسیدن به هدف خود تلاش کنم؟

 

تنظیم اهداف و یا به عبارتی هدف گذاری در آخرین ماه هر سال، از کار های مورد علاقه ی من می باشد.

یک دفترچه ی جدید تهیه می کنم، مینشینم و چند ساعتی را صرف فکر کردن در مورد آنچه که قرار است در ۱۲ ماه سال جدید انجام دهم میکنم.



یکی از اهدافی که به مدت سه سال همچنان باقی مانده و هنوز نتوانستم به آن برسم، مطالعه ی  ۴۰ کتاب در عرض یک سال می باشد. این هدف جایش را هر سال در لیست اهدف من محکم و محکم تر می کند. 

 

فقط به این خاطر که من هیچوقت به طور کامل و قطعی این هدف را نشانه نگرفته ام.

من همیشه با مطالعه ی چند کتاب کوتاه این هدف را دور زدم و کم کاری کردم.

برای بعضی ها خواندن ۴۰ کتاب در طول یک سال ممکن است آسان به نظر برسد.

به خصوص برای بهترین دوست من که توانست بیش از ۶۰ کتاب را در سال ۹۶ مطالعه کند.

برای دیگران این یک هدف بسیار مشکلی است.

 

اما برای من این یک چالش جذاب است.

چالشی برای متمایل کردن خودم برای مطالعه ی بیشتر، بدون در نظر گرفتن این موضوع که آیا من اصلاً میتوانم به چنین هدفی برسم یا نه؟!

 

برنامه ریزی من با نوشتن یک تعهدنامه شخصی  در سال ۱۳۹۲ آغاز شد ، درست زمانی که من تازه دانشگاه را تمام کرده بودم و وقت آزاد برای مطالعه ی کتاب های غیر درسی داشتم.

من در این برنامه به خودم قول داده بودم ومتعهد شده بودم، تا ۴۰ عدد کتاب را در مدت یک سال( در سال جدید) مطالعه کنم.

 

 

با در نظر گرفتن زمان ۴۵ دقیقه ای که روزانه صرف رفت و آمد با مترو می کردم، قصد اصلی من این بود که از این زمان برای مطالعه ی این تعداد کتاب استفاده کنم و این هدف را از لیست بلند بالای اهدافم حذف کنم.

وقتی سال ۱۳۹۳ از راه رسید، تصمیم گرفتم هدفم را به طور قطعی عملی کنم.

در این سال من فقط ۲۸ کتاب مطالعه کردم. بنابراین این هدف را به سال ۱۳۹۴ موکول کردم.

 

 

من سال ۱۳۹۴ را با مطالعه ی ۳۲ کتاب به پایان رساندم و تعهدنامه ی خودم را برای رسیدن به ۴۰ کتاب در سال بعد امضا کردم.

و اکنون که به روزهای پایانی سال ۱۳۹۴ نزدیک میشویم ۳۵امین کتاب در لیست را تمام خواهم کرد. 

یعنی می توانم به ۴۰ عدد کتاب در یک سال برسم؟!!

 

 

چرا من تا این اندازه برای رسیدن به هدف خود یعنی خواندن ۴۰ کتاب در یک سال، پافشاری می کنم؟

در حالی که شاید واقعاً نتوانم به چنین هدفی برسم؟! یعنی من دوست دارم شکست بخورم؟!

 

 

پاسخ این سوال دو راز بزرگ را شامل می شود!!!
و در واقع همان چیزی است که شما به خاطر آن، در حال مطالعه ی این نوشته هستید.

 

 

راز اول: مداومت در رسیدن به هدف خود

 

من می دانم که اگر در رسیدن به خواسته ی خود پافشاری کرده و مداومت کنم، بالاخره دیر یا زود به خواسته ی خود خواهم رسید.

حتماً این جمله را شنیده اید:

“دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره”

 پس شما هم مطمئن باشید که اگر برای رسیدن به هدف خود دست از تلاش بر ندارید، حتماً به خواسته و هدف خود خواهید رسید.

شاید در رسیدن به خواسته ی خود چندین بار شکست بخورید.

این طبیعی است.

اگر در رسیدن به اهداف خود با شکست مواجه نشدید، حتما به مسیری که در حال رفتن در آن هستید شک کنید.

شکست فقط یک نتیجه است نه پایان.

همانطور که موفقیت یک نتیجه است.

 

شکست نتیجه ای است که به شما می گوید باید بیشتر و بهتر تلاش کنید، باید نقشه و استراتژی خود را تغییر دهید.

( اگه انسان ضعیفی باشید به خود می گویید: من دیگه خسته شدم، من دیگه نمی تونم، من کم آوردم، من لیاقتشو ندارم، من واسه این کار ساخته نشدم و…)

تفکراتی که خیلی از ما با آن ها روبرو شده ایم و این تفکرات باعث این می شود که ما برای همیشه قید اهداف خود را بزنیم.

 

 و اما موفقیت نتیجه ای است که می گوید: از حالا به بعد کار اصلی شما شروع شده است و تازه شما اولین قدم را برای ورود به دنیای موفقیت طی کرده اید.

اگر توانایی ادامه ی این مسیر را داری، بسم الله…

(اگه انسان ضعیفی باشید دچار غرور می شوید و به خود می گویید: دیگه تمومه، من آدم بزرگی شدم، دگیه هیچ کسی نمیتونه جلومو بگیره، من از همه بهترم و…) و این غرور می شود عامل سقوط شما.

 

نه خود را بیش از حد دست کم بگیرید، نه بیش از حد مغرور شوید. واقع بین و در عین حال امیدوار باشید.

 

شاید این رسیدن چندین ماه یا چندین سال طول بکشد.

همان طور که برای ادیسون، مخترع لامپ یا بابک بختیاری، موسس آیس پک و یا بسیاری از کسانی که سال ها پشت کنکور ماندند، و به خواسته ی خود رسیدند انتفاق افتاد.

قطعا شما هم مثل من افراد زیادی را می شناسید که در سنین بالا، مثلاً ۳۰ یا ۴۰ سالگی در کنکور شرکت کردند و در رشته هایی مثل پزشکی یا رشته ی مورد علاقه شان قبول شدند.

 

راز دوم: پیشرفت کردن در طول مسیر رسیدن به هدف

 

وقتی من این تعداد کتاب را مطالعه کردم، با این که به رکورد اصلی یعنی ۴۰ کتاب نرسیدم، اما با اشتیاق فراوان تلاش خود را ستودم و به خود آفرین گفتم.

چرا که شخصی که شاید در یک سال به سختی یک یا دو کتاب مطالعه می کرد، اکنون بیش از ۳۰ کتاب را در سال مطالعه کرده بود.

و این برای من یک پیشرفت شگفت انگیز بود.

 این یعنی من توانایی کار های بسیار بزرگتر از این را داشتم اما از این توانایی خود خبر نداشتم.

 

بله دوست عزیز، پیشرفت کردن در راه رسیدن به هدف، همان چیزی است که باعث می شود من برای رسیدن به هدف خود پافشاری کنم. پیشرفتی که هر سال مرا قوی تر و قوی تر میکند.

  هر سال به  هدفم نزدیک و نزدیک تر می شوم.

و پیشرفت کردن همان چیزی است که برای من ارزشمند است.

اگر در زندگی پیشرفت نکنید یا درجا خواهید زد و یا عقبگرد خواهید رفت.

و من هیچ کدام از این دو را دوست ندارم.

 

همچنین هیچ پاداشی در سمت دیگر برای من وجود ندارد.

هیچ فردی منتظر من نیست تا به خاطر رسیدن به این هدف به من پاداش بدهد. 

 از طرفی مطالعه کردن چیزی است که من از آن لذت می برم.

صرف کردن هدفمند زمان، برای مطالعه ی کتاب برایم لذت بخش است.

 

 

 

این خیلی خوب است که زندگی شما در مسیری باشد که شما را به اهدافتان نزدیک تر کند.

حتی اگر این هدف فقط مطالعه کردن باشد.

و این یعنی پیشرفت.

استفاده از اعداد و ارقام در هدف گذاری به من کمک میکند تا موانع برزگ را به بخش های کوچک و قابل دستیابی تقسیم کنم و پیشرفت خودم را در طی سال اندازه بگیرم.

 

 

من ابتدا در مورد این روش تحت عنوان اهداف هوشمند شنیده بودم.

به این معنی که اهداف باید مشخص، قابل اندازه گیری، قابل دستیابی، واقع بینانه و از نظر زمانی مشخص باشند.

 

گفتن این عبارت که: “من می خواهم  کتاب بخوانم “هیچ قدم مثبتی برای رسیدن به هدف نیست.

اما گفتن این عبارت که من قصد دارم ۴ کتاب را تا آخر خرداد ماه تمام کنم یک نقطه ی شروع، برای نوشتن و طرح ریزی یک برنامه ی منسجم است. و قطعا نتیجه ی بهتری خواهد داشت.

 

 

بنابراین همیشه اهداف خود را به درستی مشخص کنید برای رسیدن به هدف خود زمان تعیین کنید.

یعنی برای اهداف خود ضرب العجل داشته باشید.

همیشه اهدافتان را به خود یادآوری کنید و نگذارید حتی یک روز اهداف ارزشمندتان از ذهنتان خارج شود.

 

نسخه: هر شب قبل از خوابیدن و هر روز بعد از بیدار شدن از خواب، اهدافتان را مرور کنید. این کار باعث می شود که هر روز بدانید قرار است به کجا بروید و چه کاری انجام دهید.

 

 

به قول آلیس در سرزمین عجایب:

“کسی که نمیدونه کجا داره میره، پس براش چه  فرقی میکنه از چه راهی بره و به کجا برسه”

بنابر این برای رسیدن به هدف خود همواره بدانید، به کجا قرار است بروید؟ چه کاری باید انجام دهید؟ و چقدر زمان برای انجام آن کار صرف می کنید؟

کسی که بتواند ظرف مکان و زمانی را که در آن حضور دارد را مدیریت کند، قطعاً انسان موفقی خواهد شد.

 

پایان


نویسنده: عباس عابدینی

منبع: فراانگیزش

 مطلب مرتبط:  نباید از شکست خوردن بترسید!